از کجا باز میشود؟
سپتامبر 24th, 2010 § 49 دیدگاه
تا حالا چند نفرتان ساندیس را از نقطه علامتگذاری شده نی کردهاید؟ چرا همیشه باید نی ساندیس را از ته بهش فرو کرد؟
نمیدانم برای صنعت بستهبندی (خوراکی) هم در جهان معیار و ایزویی هست یا نه. ولی چشم بسته میگویم که محصولات ایرانی شانسی در این رقابت نخواهند داشت. آنها به شکل عام چند مشکل گسترده و جدی دارند. اولیش این است که اصلن برای مصرف ساخته نشدهاند. مثلن همین خامه. خامه چیزی نیست که فرمساختاریاش با ظرف مکعب سازگاری داشته باشد. به همین دلیل همیشه تکههایی از خامه در کنجهای دستنیافتنی پاکتها باقی میمانند. در انتظار یک جور قاشق عجیب برای برداشتنشان ( که هنوز اختراع نشده). مثال دیگرش همه بیسکوئیتها و خوردنیهایی است که باید بشود با کشیدن یک اضافه پلاستیک نایلونشان را باز کرد. نمیشود. پاره میشود. یا اصلن هیچ زبانهای برای کشیدن وجود ندارد. باید آخر ماجرا همه چیز را تکه پاره کنی تا چهار تا بیسکوئیت نصیبت شود. یا سس یکبار مصرف را برای باز کردن به دندان بگزی. چرا؟
مشکل دیگر بستهبندیها این است که اغلب توضیح لازم برای باز کردن را رویشان ننوشته. شما هنوز که هنوزه اگر یک مایکروفر فرنگی بخرید حتمن در بروشورش میخوانید که “ برای خشک کردن حیوان خانگی استفاده نشود” گرچه این توضیح ممکن است به نظر ما ابلهانه برسد و این اساس بروشور نویسیاست. باید سعی کنید ماجرا را برای یک ابله ( یا اگر دوست دارید :آدم فضایی) توضیح دهید که هیچ تصوری از مکانیزم دستگاه ندارد. حالا در محصولات وطنی. مثلن برای باز کردن در سس دو سه تا مکانیزم شناخته شده هست. روشنترینش اینهاییست که باید یک ذائده پلاستیکی از سرش را ببری. در مدلهای جدیدتر یا باید درپوش پلاستیکی زیر نوک سس ( چی بهش میگویند؟) را برداری. یا تکههای را زیر همان نوک سس بشکنی. ظاهر این دو شبیه هم است و اگر اشتباه کنید گند میخورد به ماجرا. مثلن با زور چیزی را میشکنید که نباید بشکند. جالب این جاست که کلی اطلاعات درباره سس مذکور به سه زبان فارسی و انگلیسی و عربی رویش نوشته ( انگار شاخ غول شکستهاند سس بیرون دادهاند. سس است دیگر) ولی یک جمله لعنتی که بگوید کجا را باید فشار داد و کجا را نباید ننوشته. حتی در توضیحاتش نوشته: “برای غذاهای گرم و سرد”! (یعنی برای غذاهای ولرم استفاده نمیشود؟ لعنتی! سرم را کلاه گذاشتهاند. من این را برای غذاهای ولرمم خریده بودم)
حتی شکل سادهترش همین شیشههایند. شیشههای مربا و خیار شور. باز خدا پدر چند برند آبرودار را بیامرزد که در این محصولات جدید آن خمشدگی در فلزی را – که برای از بین بردن خلا و باز کردن شیشه لازم است- کمی جدی گرفتهاند. وگرنه هنوز میشود براحتی شیشههایی پیدا کرد که نه آب جوش و نه ضربههای ته قاشق کارشان را راه نمیاندازد و اصلیترین راه حلشان استفاده از پتک و خوردن مربای گل لاله همراه خرده شیشه است.
بعضی چیزهای کوچک هم هست که شاید لازم به نظر نرسند اما با کمی درایت میشود لحاظشان کرد. مثلن دهها سال است که رب گوجه در قوطی فلزی استفاده میشود که درش را باید با دربازکن باز کرد. خب تا اینجا اشکالی ندارد. اما میدانید که رب گوجه را که نمیشود مثل تن ماهی ظرف دو روز مصرف کرد. اصلن عقل هم حکم میکند آدم اینقدر رب نخورد ظرف دو روز. نتیجه. آيا باید در فلزی را کاملن از جا بکنید؟ خیر. چون اگر بکنید رب بعد مدتی سیاه میشود و میماسد و یک قطره ناغافل آب در یخچال ممکن است کپکش بزند. پس نباید بکنید؟ خیر. چون این در ترسناک دندانه دندانه شده دشمن دستان شماست. هر اشتباه کوچک میتواند به سه چهار بخیه بیانجامد.میشد با یک درپوش پلاستیکی خیلی ارزان ماجرا را حل کرد. ولی جز یک برند ندیدم هیچ کس به این موضوع توجه کند. یا به انگشتانشان توجه ندارند یا به کپک. از این درپوشهایی که در پلاسکو ممکن است بخاطرش حتی پول نگیرند.ولی آدم که نمیتواند هی قوطی رباش را بردارد ببرد پلاسکو در امتحان کند. یا قطر قوطی را متر کند و برود با متر درپوش پلاستیکی بخرد. اینها چیزهاییست که باید به ذهن سازنده برسد.
این نوشته هیچ نتیجهگیری اخلاقی و غیر اخلاقی ندارد. آیا ما اینطوری هستیم چون توضیحات اضافه به نظرمان مسخره است؟ چون بلد نیستیم؟ چون دست خودمان نیست؟ سادیسم داریم؟ ابلهیم؟ نگرانیم محصولات وسط راه باز شوند و خرج روی دستمان بگذارند؟ …نمیدانیم.
هر چه هست آدمیزاد را یاد آن جوک قدیمی میاندازد. ماجرای شب زفاف آن دو هزارپای عاشق. که تازه داماد دم سحر به گریه افتاد. چون هنوز دویست جفت پای دیگر مانده بود و او پیدا نکرده بود آنچه را که باید…
اصلن عقل هم حکم میخورد ؟!!
مرسی .درستش کردم
حالا که هر کی هرچی بگه درستش می کنی منم یه پیشنهاد دارم. به نظرم خوبه که اون چند جایی رو که متفاوت از بقیه زبون کتابی نوشتی رو مثل بقیه ش زبون محاوره ای بنویسی.
کجا را محاوره نوشتم؟
ما علی رغم آسیب دیدن دندانمان نتوانستیم در این سس خردل را باز کنیم و با خیال راحت در را در می آوریم!!!
من همیشه می خوام یه قیچی کوچیک تو کیفم بذارم تا باهاش گوشه ی سس رو ببرم، اما یادم می ره.
ای گفتی…
وهزار و يك چيز ديگر كه آدم را به اتفاقي به اسم فحش به كارخانه و…مي كشاند.
مشكل مي داني كجاست؟طي بررسي ها انجام شده و تماس هاي گرفته شده با كارحانه هاي سازنده اين نتيجه به دست اومد كه سازندگا احترامي براي شعور مصرف كننده نمي گذارند.يعني توضيحان روي بسته بندي محصول برخي اش اجباري ست برخي ديگه اش هم به خطر صادراته ولي اين كه تو بخواي روي بهبودبسته بندي محصول فكر كني ارزش نداره چون مردم سس اجق وجقي رو كه بيد به دندون باز كرد رو به سس ساده اي كه به راحتي باز مي شه ترجيح مي دن.
باور كن تحقيق كرديم و پروژه تحويل داديم و…كور شم اگه دروغ بگم
كه هر چي مي كشيم از مزخرفي خودمونه.
این فحش ها دعایست برای کارخانه سازنده و مدیر آن!
به نظرم مشکل اینجاست که اغلب ما در محل کارمون به هر چیزی فکر می کنیم جز خود کار و جز راهی برای بهبود اوضاع. سازنده ی سس، ناشر کتاب، کارمند، کارگر، مدیر، استاد…. همه دنبال رفع تکلیفیم، دنبال طی کردن همون راهی که هر روز طی کرده ایم. از مسیر جدید، ایده ی جدید و حتی یه راه حل ساده ی جدید می ترسیم.
ای خداااااااا
جواب کارخونه ها: برو خدا را شکر کن رب/کنسرو/سس/و . . . را شکل اون هزار پاهه نمیسازیم!
هرگز نتوانستهم اين بطري هاي آبليمو و داروها كه سر آلمينيومی دارند باز كنم.
مچكرم.
آره اینو یادم رفت
عالی بود، واقعا میگم …..
موفق باشی
:.)
به عنوان کسی که لااقل در این زمینه چندتا مقاله و نظرات متخصصان بازاریابی و مدیریت محصول رو خونده این پست را بسیار میپسندم! اهم اهم
اما در زمینه راه حل ما همچنان چندین سال نوری از مشتری مداری و توجه به این امور مهم ولی ساده عقب هستیم. شرمنده
:دی
این ساندیسه بدجور از بچه گی فکر منو مشغول میکرد.
خامه ها هم بله
در ضمن مربای گل لاله داریم؟؟ خوشمزه است؟
بله ، واقعا گذاشتن درپوش پلاستیکی روی قوطی رب هزینه بر است که سازندگان به حقوق مصرف کننده احترام نمی گذارند و فقط به فکر درامد خود هستند درحالیکه نمیدونند به این کار درآمد کارخونه اشون رو بالا می برند
اصلن==>اصلا
مثلن==>مثلا
لطفا درست تایپ کنید
مثلن = مثلن ، اصلن = اصلن ، لطفن شما اصلاح بفرمایید
[...] This post was mentioned on Twitter by knil and lord386, hot_blog. hot_blog said: خواب بزرگ: از کجا باز میشود؟ http://bit.ly/aevT5V [...]
واقعا مقاله ای درست و به جا بود
با تشکر
در باره ان هزار پای محترم هم عرض کنم که این همه وقت قبل ازدواج داشته تا مسئله را حل کنه
: دی
دو هزارپای عاشق قبل ازدواج یک بار فقط هم را در مراسم خواستگاری دیده بودند.
اتفاقاً همین امروز صبح من یک شیر کاکائو (مارک پاژن) خریده بودم ، بعد از کلی کشتی گرفتن و… آخرش مجبور شدم با انگشت!!!!! در اون رو سوراخ کنم!
ای بر پدر و مادر و خواهرووو……هرچی آدم مردم آزار لعنت
آقای خواب بزرگ واقعن مشکل مملکت ما ایـــنه؟؟
نه…موی سر جوونهای ما هم هست
)
باری کلا ، حالا که شما به این مسائل رسیدگی می کنید من هم به بقیه مشکلات میرسم
سلام
حق باشماست. چين بيش از دو سوم از بازار جهانو بخاطر رعايت اين نكات ريز تصاحب كرده. اونوقت آقايان، اساتيد و دكترهاي اقتصاد مملكت ما هي كنفرانس و سمينار «توليد و خودكفايي» و تازه بعد از كلي زور كه به خودشون آوردن كنفرانس «بازارشناسي و بازاريابي» (با الگوبرداري از چين) مي ذارن. جالب اينكه همشون هم بي نتيجه است.
اينجوريه ديگه. اينا همش درده و هممون مي دونيم.
موفق و سربلند باشيد.
:ـ)
سلام.
راستي يادم رفت براي تصديق حرف شما و خودم مثالي عيني بيارم.
در يكي از همين كنفرانسها كه با حضور چند تن از تاجران استان و استاندار محترم و سخنراني دكتر ر.و.س.ت.ا (جهت جلوگيري از تبليغ و جستجوي اينترنتي اسمشو اينطوري نوشتم) برگزار شده بود، بودم.
به گفته ايشان، بلايي كه سر بازار زعفران ايران آمد بخاطر همين مشكل بسته بندي بود. نتيجه اينكه اسپانيا با خريد زعفران ايران و ارائه آن با بسته بندي مناسب و شكيل به غول بازار زعفران تبديل شد. در صورتيكه 93 درصد از كل زعفران موجود در كل جهان، در ايران توليد ميشود!!!. واقعا تأسف بار است.
نكته جالب تر اينكه تأكيد ايشان در اين كنفرانس مبني بر عدم وجود بازار مناسب براي فروش و صدور توليدات داخل و انجام تحقيقات بازارشناسي لازم بود با اشراه به اين نكته كه توليد در داخل براي بعضي محصولات به اشباع رسيده است. آنوقت بعد از سخنراني ايشان استاندار محترم پاي تريبون فرمودند: «ما بايد بخش توليد را تشويق كنيم». (؟!؟!؟!) آيا جاي تعجب ندارد؟
ببخشيدكه طولاني شد. بالاخره اين نيز دردي در كنار دردهاي كشور ما است.
آقاي عزيز! مگر ايراني نيستي؟ خوب خلايق هر جه لايق
حرف حساب
بسيار زيبا بود. مرسي. لذت بردم.
خواهش
afarin bar to javane mosaahel .
(ژآنر اظهار نظر کارشناس های تلویزیونی )
برادر من شما اگه یه خانم کدبانوی آفتاب مهتاب ندیده چشم و گوش بسته پیدا کنی اصلاً این مشکلا خود به خود حل می شه. مثلاً همون رب گوجه را بر می داره می ریزه توی یه شیشه خالی دیگه و دیگه به عمرت رب سیاه و کپکی نمی بینی.
اون که حل شد. ما الان باید مشکل جهان و حل کنیم ما فکرای بزرگتری در سر داریم
اگر مثل من با پوست بخوری دیگه با مشکل مواجه نمیشی
اینقدر باحال و واقعی و خنده دار بود که نگو …
دمت گرم
دم حضرات گرم که تفریح آماده مهیا میکنند واسه مان
همه حرفهایت درست است و منطقی و البته خنده دار
هر بشری اگر یکبار سس را در دستش بگیرد یا از روی باز کردن بغل دستی اش تقلب کند مطمئنا تا آخر عمر فراموشش نخواهد شد
سه زبانه نوشتن روی محصول هم دلیل بر صادرات آن است وگرنه آنها قصد تقویت زبان ما را ندارند !
یعنی میگی با دندون گاز بگیریم بکنیمش؟ یا یه چاقو همیشه دم دست داشته باشیم؟ بقل دستی من این جوری باز کرده همیشه!
ما رب رو باز می کنیم می ریزیم تویه یک ظرف دردار دیگه.
کامنت ها را هم خواندم. خیلی قشنگ بودند
امروز یادی از وبلاگتان کردم سر موقعیت هایی که سینمای ایران نمیدانست بی آنها چه کند. تا یادم نرفته این رو هم بگم:
بعد از اینکه یکی به یکی دیگه گشیده میزنه تا ۵ دقیقه صورت چَک خورده 90 درجه آفست داره!
در فیس بوک هم لینک دادم.
من چند باری ساندیس را از محل علامت گذاری شده باز کردم. اونطوری خوردنش بیشتر حال میده!! ولی یک بار اومدم اینکار رو بکنم٬ شرکتش شرکت معروفی نبود بسته بندی رو کلفت ساخته بود٬ نصفه نیمه سوراخ شد نمی دونستم چی کار کنم! یه دستم ساندیس نصفه سوراخ با نی ای که توش نمیرفت لا مصب یه دست شیرینی!
عزیز چرا حالا به ساندیس گیر دادید ، این روزها همه جا پر شده از ساندیس و ساندیس خورها ……….
میتونیم صنعت دربازکنی رو تقویت کنیم حداقل…
مشکلِ اول مساله عرضه و تقاضاست. در ایران رقابت نیست، خلاقیت کمه، کارها همه آب بندیس و خواسته ها همیشه بی پاسخه. از ماست که بر ماست.
بعدی رو منم دلیلی براش نمی دونم ولی خودم یه بار به کنایه این متن رو توی وبلاگم نوشتم،
Name: Body Spray»
Term Of Use: Sprays On Body
Caution: Do Not Spray In The Eyes
و جالبتر اینکه به ده زبان نوشته»
دوست دارم دلیل این داروینیست بودنمون رو بفهمم
ايول خيلي جالب بود