چطور وبلاگنویس حرفهای “نشویم” ؟
مه 31st, 2010 § 26 دیدگاه
روزهای اولش کلی شور و سودا دارد. اولین پست وبلاگها را بخوانید. همه دارند میگویند: دنیا من هم هستم. بچهها بیایید با هم دوست باشیم…
بعدش اگرخوب بنویسید اگر اینکاره و خوششانس باشید،بچهها کمکم میآیند و با هم دوست میشوید. بعد چند سال وبلاگنویسی آدم شکم میآورد. یعنی آدمیزاد تنبل و بیحوصله میشود. اسمی درمیکند، فن پیدا میکند و وبلاگخواندن جذابیتش کمتر و فرامتن نت جذابیتاش بیشتر میشود. نهایتن گاهی به یک دو کلمه در گودر قناعت میکند ( خدا بکشد این گودر را که چه وبلاگنویسان خوبی را دارد دریغ میکند از ما) اینها چند تمرین برای سر فرم نگه داشتنتان است. اگر برایتان مهم باشد:
1 به خواندن وبلاگ دوستانتان قناعت نکنید. آنها را میبینید با هم صحبت میکنید خب، بروید، کشف کنید، از این لینک به آن یکی لینک بازی کنید، آدمهایی که کامنتمیگذارند بعضیهاشان شاید 6 سال پیش شما باشند. به وبلاگهایشان سر بزنید. قول میدهم دست خالی برنمیگردید. طی یکی دو هفته اخیر چند وبلاگ خواندنی تمیز پیدا کردم که مشهور نبودند ( بعضیهاشان در کمال تعجب سالها بود مینوشتند ولی یکبار هم از بختبد گذرم نیافتاده بود سمتشان) و اضافهکردم به فید رفقایم.
2 به کامنتهایتان جواب بدهید. به یاد ایام قدیم. از این تنها حسن رسانه دیجیتال راحت نگذرید. مگر برای خوانندگانتان نمینویسید؟ پس کامنتدانیتان را تبدیل به پیغامگیر تلفنی تارانتینو نکنید. اگر نوشتن برایتان مهم باشد، خوانده شدن هم مهم است پس اگر مهم است انصافن ادای آدمهایی که برایشان مهم نیست را در نیاورید.
3 از گودر به مثابه وبلاگ استفاده نکنید. البته اگر میخواهید یادداشتی بنویسید که 10 تا دوست بخوانند کار خوبیست ( چرا آدم باید همچین یادداشتی بنویسد؟) ولی قبل نوشتن حتمن فکر کنید که اگر گستره خوانندگان احتمالیاش از فالو کنندگان گودرتان بیشتر است لطفن بروید و وبلاگتان را بنویسید.
4 به عنوان آخرین راه چاره بروید یک وبلاگ دیگر باز کنید. یک جور دیگر بنویسید. از اول شروع کنید. خودتان را تست بزنید. میدانم به نظر چرند میرسد ولی اگر کسی شکم آوردن وبلاگنویسیاش اذیتاش میکند آخرین چاره است.
5 این یادداشت اشاره به هیچکدام از دوستانم و قدیمیترها ندارد. مثلن به (…) و ( …) و حتی (…) که چه شاعری بود و یا مثلن (…) با آن نوشتههای جنجالی حوزه زنان یا (…) که رفت قاطی روزنامهنگارا و ( …) که همهتان میشناسید و دیگر گفتن ندارد.
استفاده کردیم.
اون رابرت هم خوندم.خیلی دیگه چلمن بود!
ehem!
چرا «چطور وبلاگ نويس حرفه اي نشويم ؟»!
به دليل چربي دور كمر
سلام. از نوشتنتون خوشم میاد .
اگه خواستید با من هم رفیق شید ! و یه سر به نون و پنیر بزنید . شاید یه لقمه برا شما بود !
فعلا بای تا های …!
ولي سروش گاهي دلم مي خواد كامنت دوني ام رو ببندم و بعضي چرنديات رو نخونم. اما باهات كاملن موافقم كه ما مي نويسيم كه خونده بشه و باهامون حرف بزنن.
نميشه بست. نبايد بست
اوهوم
گوش میدهیم به تجربه تان !!
هر جند بی تجربه ایم بسی بسیار !!!
حرفتان حرف حساب است و من هم با مطالب شما همراه و موافق هستم
دومين شماره مجله اينترنتي حرف ما روز هفتم خرداد منتشر شد.اين شماره از «حرف ما» با موضوع «حقوق بشر» انتشار يافته است.مجله «حرف ما» در شماره هاي مختلف خود به بررسي ريشه اي موضوعات رايج در در بين دانشگاهيان و حوزويان مي پردازد.
برای مشاهده سایت به آدرس http://www.harfema.com مراجعه کنید.
چرا آدم باید همچین یادداشتی بنویسد؟
چون آدرس وبلاگش را دوستانش دارند، اما همين دوستان در گودر فالوئرش نيستند. نتيجتن يادداشت را نميبينند.
آهان…بعدش اون آدمهایی که فالوئرش هستند چه ویژگی خاصی دارند؟
شهشهاند آقا، شهشه!
اه نه!اشتباه شد! فك كردم او ن هايي رو مي گويي كه آدم نمي خواهد يادداشت را ببينند.
دوستان كه خوبند،ويژگي هاي خوب دارند.
سعي مي شه به نصايح تون عمل بشه… البته اگه اون شانسي كه گفتي به سراغ آدم بياد
)
سلام سروش جان
باهات کاملا موافقم
با اینکه گودر و توئیتر و فیس بوک است اما هیچی جای وبلاگ رو نمیده.
من شش ساله وبلاگ نویسم اما آروم و آهسته با اینجا رسیدم. همیشه هم از بلاگری لذت بردم.
فکر کنم تیترش رو میذاشتی «چطور وبلاگ نویس شکم گنده نشویم» بهتر بود.
مرسی از نظرت پای پستم.
[...] «به عنوان آخرین راه چاره بروید یک وبلاگ دیگر باز کنید. یک جور دیگر بنویسید. از اول شروع کنید. خودتان را تست بزنید. میدانم به نظر چرند میرسد ولی اگر کسی شکم آوردن وبلاگنویسیاش اذیتاش میکند آخرین چاره است.» [...]
و اما،.. چند بار به وبلاگت اومدو گاهی کامنت گذاشتم اما سری نزدی…
بالاخره ما یک چلچراغی دیدیم که بی خیال کلاس گذاشتن شد!!!
بله
يه بار راه حل شماره چهار رو بهم گفتي
ولي من هنوز سعي مي كنم چربي ها رو آب كنم
گوريل جان هنوز شما چربي نداريد. اوني هم كه مي بيني بخاطر گوريل بودن طبيعيه
خیلی خوب بود.من خودم جز تازه کارام،اما یه چیزی که همیشه برام جالبه اینه که چقدر وبلاگ خوب هست!چقدر ادبیات خوب داره وسط دنیای دیجیتال خاک می خوره و کسی ازش سراغی نمی گیره
مرسی از انتقال تجربیاتت.
این بستن بخش نظرها ارزش بررسی داره. می شه طبقه بندی شون کرد.
مورد 4 لحاظ شد.