پیرمردها …
آوریل 19th, 2010 § 17 دیدگاه
شبها کابوس پیرمردها را میبینم. آنها میآیند و وردی میخوانند و جادویی میکنند و دار و ندارت را مال خودشان میکنند.آنها زیادند و تنها دو جین منجنیق از پسشان برمیآید.
خب، من از این که ایجآو امپایرز را بازی میکنم شرمنده نیستم. بیشتر از دلخورم که رفتارم با این بازی، خصوصا زمانهایی که از شدت چشمدرد به تهوع و سرگیجه میافتم، کم از اعتیاد ندارد. چرا اینج آو امپایرز دست از سرم برنمیدارد؟
نسخهای که من دارم مال عهد دقیانوس است. 10 سال دستکم قدمت دارد و نسخه گولد ادیشن نام دارد. این شده کار من که بیایم پای سیستم، لودش کنم، حالت بازی مرگ را انتخاب کنم و تنظیمات را روی تک دشمن و قوم مصر عصرفلز بگذارم و با تاکتیک حمله با لشکر منجنیق جلو بروم. (حالا گفتن ندارد که در بازی مرگ تو دیگر دغدغه غذا و طلا و چوب میتوانی نداشته باشی و فقط 5 نفر بگذاری مدام سنگ جمع کنند، اوضاعت رو به راه است.) اما چرا به این بازی “معتاد” شدهام؟ ….مدتیست بهش فکر میکنم و به نتیجه قطعی رسیدهام: بخاطر پیرمردهاست.

خوب دقت کنید.این نامردی که در مرکز تصویر است و شبیه بابا علاءالدین سندباد لباس پوشیده، همان پیرمرد کذاییست. او غیر از این که میتواند عمر آدمهای تیم را زیاد کند، میتواند وسایل و آدمها و خانههای تیم مقابل را با خواندن ورد مرموز بد ادایی از آن خودیها کند. از آنجایی که این اوراد را میتواند از فاصله نسبتا دور هم بخواند، کشتنش کمی سخت است، چون تو یک دو جین سوار و پیاده را میفرستی برای شکارش، بعد میبینی همهشان در کسری از ثانیه شدهاند دشمنت و مثل تف سربالا بر فرق خودت فرو میافتند. این نکته فنی را بگویم که پیرمرد وقتی وردی خواند تا مدتی دیگر نمیتواند کاری بکند. انرژیاش تحلیل رفته یا نمیدانم چه کوفتیست که دیگر کاری ازش برنمیآید. اما نکته این است که وقتی خود کامپیوتر همبازیت است به خودش آوانس میدهد و پیرمردهای نامردش هر مثل مسلسل کار میکنند و از نفس نمیافتند.تاکتیک بازی خودکارش هم بر ساخت میلیونها میلیون پیرمرد است. و این کار را در زمانی انجام میدهد که تو هر چقدر هم حرفهای باشی به گردش نمیرسی. بعد تو میمانی و یک دوجین پیرمرد که جادویی میخوانند و همه هستیات را از آن خودشان میکنند. دوستهای دو ثانیه قبل ناگهان دشمن قسمخوردهات میشوند و بسوی خودت برمیگردند. برجهای تیر اندازی که روی حمایتشان حساب کرده بودی به خودت خدنگ میزنند و از مدام گوشه کنار زمینت صدای وردخوانی پیرمردبیمروتی شنیده میشود. هیهات ..هیهات.
مدتیست کشف کردهام این نبرد ظالمانه – که گرچه به دشواری ولی سرانجام همیشه میبرمش- برایم به استعارهای از زندگی بدل شده.و این پیرمردهای نجواگر بدذات چیزی فراتر از شخصیتهای یک گیم کامپیوتریاند. آنان دشمنان افسونگر ذهن مناند.آنها پیش از این که بتوانی مچشان را بگیری، حیلهای در کار میکنند و خودت را با خودت به جنگ وا میدارند. من آنان را تار و مار نمیکنم تا برنده شوم. خاموششان میکنم که وجودم با خودش در صلح باشد. که غرغرها و تمسخرها و تحقیرهای مدامشان روانم را پریشان نکند. مهم نیست که یک بار و دو بار و صد بار برنده شوی، آنان همیشه هستند، همیشه مکارند و کارشان آتشافروزیست. حتی وقتی بازی نمیکنم نگرانم در غیاب من دست به کار شدهباشند. مجبورم پرومتهوار تن به این جنگتکراری بدهم. شاید که آرام شوم. شاید که زنده بمانم.
ساعت 3 و نیمشب است.چشم باز میکنم. همهجا ساکت است. از آخرین سرکوبی پیرمردها باید 7 ساعتی گذشته باشد.یعنی آنها 7 ساعت برای تجدید قوا زمان داشتهاند. میآیم پای کامپیوتر و موس را تکانیمیدهم…

[...] This post was mentioned on Twitter by hot_blog. hot_blog said: خواب بزرگ: پیرمردها … http://bit.ly/9R6ACU [...]
و من چقدر اين درد رو خوب ميشناسم!
بازی عصر امپراتوری (بايد ترجمهاش يه همچين چيزی باشه، نه؟) يکی از اعتيادهای قديم منه که خوشبختانه بعد از سالها بازی قسمت اول و دومش به مرور از سرم افتاد، اما مطمئنم که اگه فقط يه بار ديگه بازی کنم، دوباره دچارش ميشم. درست مثل سيگار که اگه ترک کنی و بعد يکی بکشی يا مشروب که اگر ترک کنی و بعد فقط يه شکلات الکلدار بخوری باز روز از نوست و روزی از نو.
شوورخان هم همين مشکل رو داره اما چون چشمش مثل شما درد ميکنه مدتی بود که گذاشته بود کنار، تا عينک جديد گرفت و يکی از کادوهای کريسمسی که براش خريدم قسمت سوم بازی بود، اون گلد هم با دو ورژن مختلف!
ای داد پس تنها نیستم
تو را سفارش میکنم به «عصر اساطیر» (Age of mythology) که نسخه آخر همان است که داری. کار مایکروسافت معظم است و در آن خدایان، به جای پیرمردها ایستادهاند.
همین یک اعتیاد برای عمرم کافیست. همینم مانده شبها از ترس زئوس بیدار شوم. روانکاوم پولدار می شود
این پیرمرد ها با نصیحت ملت را هدایت می کنند همین. داداش من هم معتاد این بازی است و به اینها می گویند آخوند درباری. من هم خیلی از اینها استفاده می کنم.
سلام
همین امروز با اینجا آشنا شدم و چند تایی از نوشته هایتان را خواندم
نتیجه:
حتما این کار را ادامه می دهم. حتی اگر پیرمرد ها را خاموش کنید
خوشحالم
پیرمردها را بیدارنکن.بگذاربخوابند.
آنهابیدارند همیشه
حالا من عاشق بازی Zeus: Master of Olympus هستم. نمیدونم بازی کردی یا نه؟
نه بازی نکردهام
متشكرم.
دمت گرم
من خدای این بازی بودم. هنوز هم بازی میکنم
هم اینو و هم شماره ی 2ش رو
به گواه دوست و دشمن و دوستانی که زندگی و پروژه ی دانشگاهشون رو هم معطل این بازی کردند من رقیب ندارم.
البته من همیشه با persia یا همون ایران خودمون می رم. بهترین و قوی ترین نژاد بازی هست…
[...] بهشان فکر کرده بودم اجرا میکنم و یک حال اساسی از پیرمردها میگیرم. بعد همزمان سه تا نرمافزار را باز میکنم: [...]
[...] از شما چه پنهان 8 سال است به بازی ایجآو امپایرز یک اعتیاد دارم.تنها بازی محبوب این سالها که هیچوقت کهنه نشده و با [...]
وای یادش به خیر !
عاشق این بازی بودم !
واسم یکی سوغاتی اورده بود :دی
تا قبل از فرمت کامپیوترم شبانه روز بازی میکردم !
با اینکه بالاترین مرحله ها رو هم میبردم ولی واسم تموم شدنی و خسته کننده نبود !
برم دوباره بازی کنم :دی