رویای هشتم: جادوی سفید
آگوست 23, 2009
79/8/27 خواب میبینم:
من کیومرث پوراحمدم و میخواهم در فیلمم از دختری جنزده استفاده کنم. دختر در خانه خواهرش نگهداری میشود. پس از طی مراحلی علت بیماریاش را میفهمیم:خواهر او بر اساس نسخههای جادوی سیاه چیزهایی به خوردش میدهد. برای مقابله احتیاج به جادوی سفید داریم.
اما کسی نیست کمک کند. همه میگویند جادو خیالی است…



آگوست 23, 2009 at 6:41 ق.ظ
خواب دیدم خواب می بینم. میگن اگر کسی تا سه مرحله ( خواب ببینه که خواب می بینه و توی اون خواب هم خواب ببینه الی آخر ) در واقع خواب به خواب رفته! ی -ب
آگوست 23, 2009 at 9:41 ق.ظ
He…!
آگوست 23, 2009 at 9:50 ق.ظ
?
آگوست 23, 2009 at 12:47 ب.ظ
جناب روحبخش ایده فوق العاده ایه حتی میشه بسطش داد و تبدیلش کرد به یه فیلمنامه. اسمش هم گذاشت# کیومرث پوراحمد در جست و جوی جادوی سپید# از خودش هم دعوت کرد برای بازی. احتمالاً یه چیزی میشه تو مایه های# جان مالکویچ بودن#.
از همین حالا داره به خیال آدم تلنگر می زنه
آگوست 23, 2009 at 12:58 ب.ظ
به جی کی رولینگ ایمیل بزنید
آگوست 23, 2009 at 4:58 ب.ظ
چرا این یکی رویا در کتگوری “رویاها” نیست، شیخا؟
آگوست 23, 2009 at 6:19 ب.ظ
تصحیح شد.ممنون
آگوست 23, 2009 at 5:39 ب.ظ
جادوی سفید که هست ! در تمام فیلم های گانگستری هم ازش استفاده می شه خوب دقت می کردین دیده می شد .
آگوست 23, 2009 at 6:22 ب.ظ
؟
آگوست 23, 2009 at 6:35 ب.ظ
سلام آقا سروش
چجوری میشه تو 40چراغ نوشت؟
آگوست 23, 2009 at 8:40 ب.ظ
آه…بزودی چیزی در این باره در مجله می نویسم
آگوست 23, 2009 at 8:26 ب.ظ
به به جناب روحبخش . خیلی تصادفی پیدایتان کردم .در نوشته بعدی ام شما را لینک می کنم. همین.
آگوست 23, 2009 at 8:39 ب.ظ