خواب در جکوزی آهک
نوامبر 9, 2008
تقویمتاریخ – ویژهنامه( منتشر نشده) اعتماد
29 اکتبر1897
تولد یوزف گوبلز- وزیر فرهنگ هیتلر
آلمان در فاصله 1933 تا 1945 یکی از آزادترین و دموکراتترین دوران فرهنگی خود را سپری کرد. یوزف گوبلز که خودش سابقن در یکی از روزنامههای صبح فعالیت میکرد پس از تصدی پست وزارت رایش سوم با کسب رشد 970 درصدی انتشار کتاب و مجله رکوردی را در تاریخ فرهنگ این مملکت رقم زد. انتشار همهگونه کتاب، روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه و تولید هر فیلم و سریالی با موضوع حزب نازی به شدت آزاد بود. تا آنجا که وقتی دو تن از کارگردانان آلمانی از قبول این آزادی امتناع کردند، گوبلز دستور داد از آنها شامپوبچه درست کنند. گوبلز حتی به تمام روزنامهنگاران دگراندیش آزادی داد بین ستایش دولت و جکوزی آهک خودشان دست به انتخاب بزنند. او همچنین کارنامه درخشانی در رسوا ساختن عوامل معلومالحال داشت. متفکرنماهایی که از سازمانهای بیگانه مقرری میگرفتند و بعدها معلوم شد برخلاف ادعاشان چیزی در چنته نداشتند. از آن جمله میتوان به آلبرت انیشتاین ، زیگموند فروید و تئودور آدورنو اشاره کرد.
رشد تساعدی وضعیت فرهنگی آلمان چنان بیرویه بود که گوبلز در یکم آوریل 1945 تصادفن به همسرش، بچههایش و خودش شلیک کرد و دارفانی را وداع گفت.
31 اکتبر 1892
انتشار اولین مجموعه کتاب شرلوک هولمز
در این روز شرلوک هولمز اولین مجموعه کتابش را منتشر کرد. مرحوم کریم امامی توضیح میدهد که تلفظ دقیق نام او در زبان انگلیسی شرمایلکچ هوگمخلنز است که بنا به سهولت میتوان از تلفظ رایج شرلوک هولمز استفاده کرد. هولمز بعدها مجموعه داستانهای دیگری هم منتشر کرد.همینطور تعدادی شعر و نمایشنامه و قصه کودکان. دیوان هلمز هماکنون در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
31 اکتبر 1930
تولد مایکل کالینز- فضانورد
هر چند همه از سفر به ماه قدمهای آرمسترانگ را بخاطر دارند اما در جولای 1969 آپولوی 11 سه سرنشین را بر کره ماه نشاند: مایکل کالینز، ادیون آلدرین و نیل آرمسترانگ. پس از بازگشت، کالینز مدعی شد سطح ماه از پنیر تشکیل شده. به همین دلیل سران ناسا به او اجازه حضور مقابل رسانهها را ندادند.به همین دلیل طی تمام این سالها آرمسترانگ و آلدرین در مقابل دوربین خبرنگاران ظاهر شدند و درباره سفرشان جمله قصار گفتند. مایکل کالینز خانهنشین شد و حقیقت ادعای او هیچگاه مورد بررسی قرار نگرفت. فقط همسایههای او چهره دو همسفر قدیمیاش را بخاطر دارند که هر روز صبح دزدکی در حالی که تعدادی نان بربری زیربغل گرفتهاند زنگ خانه کالینز را میزنند.
1 نوامبر 1604
اولین اجرای اتللو
نسخه کنونی اتللو تحریف شده و غیرمنطقی است. براساس این نسخه چون دزدمونا به مرد دیگری دستمال داده ، شوهرش او را خفه میکند. بیتردید این داستان مضحک هیچشباهتی به آنچه در ابتدای قرن هفدهم روی صحنه رفته ندارد.ناگفته نماند که همین ماجرای صحنه بعدها در تغیرات متن اولیه بسیار موثر افتاد.
نجف دریابندری در مصاحبهای مشهور افشا کرد که نام دزدمونا در واقع باید به ضم دال خوانده شود.گویی زنی به نام مونا باعث جدایی شکسپیر از همسرش میشود و نویسندهنامی با نام گذاری شخصیتی که هی میرود دستمال میدهد به نام دُزدِ مونا سعی میکند نفرت خود را از وی بیان دارد.
تا کنون تمام بازیگران سبزه عالم نفری یک (یا چند) بار نقش اتللو را بازی کردهاند.
دکتر رفیعی نیز سال گذشته تلاش داشت نسخه مدرنی از اتللو را روی صحنه ببرد که متاسفانه ناکام ماند. خبرگزاریها در حالی تصویر ایشان را منتشر کردند که داشت به صورت محمدرضا گلزار بیهوش شده ، واکس میمالید.
2 نوامبر 1965
تولد شاهرخ خان – بازیگر
شاهرخ خان یکی از ستارههای عالم هستی در این روز متولد شد. منتقدین دو حادثه را در زندگی او موثر میدانند. اولین حادثه مربوط است به عشق او به قابله 73 سالهاش ک پس از مرگ نابهنگام قابله ناکام ماند. و دومی عشق او به دختر یکی از میلونرهای هندوستان که بعدها با کشف خال سیاهی در پشت بازوی طرفین و بوجود آمدن احتمال خواهر برادری از دست رفت. با این حال شاهرخ خان از پا ننشست و با بازی همین ناکامیها در 32 هزار و 200 فیلم توانست بر افسردگی خود چیره شود. وی بخاطر علاقه قلبی به کشورش بازی در هیچ فیلم هالیوودی را نپذیرفت. چنانکه استنلی کوبریک بعدها اعتراف کرد شاهرخ خان اولین انتخاب او برای ایفای نقشی بود که جکنیکلسون در فیلم تلالو بازی میکند.
او در سال 2007 بخاطر بازی در فیلم "اشک راجی مرا کشت" جایزه اول بازیگرنوجوان را در بمبئی گرفت.
3نوامبر 1901
تولد آندره مارلو – نویسنده
نویسنده شهیر فرانسوی که به علت نفرتش از خاطرهنویسی کتاب ضد خاطرات را نوشت. از آنجایی که نوشتن کتاب درآمدی نداشت، خط تولید کالباس مشهوری را راه انداخت که محصولاتش در کنار چپسفلفلی و ماءالشعیر لیمویی نزد جوانان از اهمیت خاصی برخوردار شد.
او همچنین توانست با تغیراتی در نام فامیلش یکی از موفقترین کمپانیهای سیگارسازی دنیا را بنیانگذاری کند.
4 نوامبر 1972
تولد لوئیس فیگو-؟
یک شهروند پرتغالی که عمده شهرتش بخاطر حمله با صورت به پای یک فوتبالیست ایرانی است.



نوامبر 9, 2008 at 5:08 ب.ظ
گیریم شما نمی دانستید لوئیس فیگو بازیکن میادین سبز فوتبال است. یعنی حدس هم نزدید؟ چگونه یک شهروند می تواند لباس بازیکنان فوتبال را پوشیده و با این شدت و غیرت به پای یک ایرانی متعصب حمله کند و تازه شم بازوبند کاپیتانی هم بسته باشد؟
لازم به ذکرم ایشان آنوقت ها به شکل عجیبی متولد 5 نوامبر بودند و در این عکس خیلی هم بد افتاده اند و کلا بوی توطئه می شنوم. :دی
“انجمن حمایت از پرتقالیان مرکز”
—–
مستر هاید: اولن که اینجا میدانی در کار نیست که بخواهد سبز هم باشد. دومن لباس ایشان بیشتر شبیه کارگران زحمتکش شهرداری است. سومن این که باز شما سر کل افتادی با ما دخترم؟
نوامبر 9, 2008 at 6:14 ب.ظ
یاد گوبلز گرامی بادا
نوامبر 9, 2008 at 7:39 ب.ظ
نه، قسم میخورم. فقط دلم برای جوابهای پدرانه ی مسترهاید تنگ شده بود. لباس کارگران شهرداری هم اصلا هم زرشکی نیست و نارنجی ست. ایضا دونقطه دی.
————-
مستر هاید: دانشمندان میگویند که 93٪ خانمها مشکل کوررنگی دارند. دخترم! میدانم پذیرفتن حقیقت تلخ است اما باید عرض کنم رنگ لباس این بنده خدا توی عکس – مثل لباس رفتگران محترم- آبی فیروزهای است.
نوامبر 9, 2008 at 11:25 ب.ظ
نوشتن چنین مطالبی درباره گوبلز ثابت می کند متفقین چقدر در تبلیغات پس از جنگ موفق بوده اند.
نوامبر 10, 2008 at 12:06 ق.ظ
پیش خود گفتیم این طنزش کو و ایضا مستر هایدش.
حاجتمان را گرفتیم بحمدالله.
نوامبر 10, 2008 at 2:55 ق.ظ
تصور این که آرمسترانگ نون بربری زیر بغلشه واقعا جالبه!
نوامبر 10, 2008 at 4:42 ق.ظ
خیلی باحال بود سر صبحی چسبید .
نوامبر 10, 2008 at 7:48 ق.ظ
سلام ….ببین رفیق من تقریبا هر روز به تو سر می زنم….
گرفتی یا دوباره بنویسم….
——–
خواب بزرگ: نه تاراز جان! گرفتم. کاش یک فیدخوانی چیزی داشتی که با هر روز سرزدن شرمندهتان نمیشدیم آخر..
نوامبر 10, 2008 at 11:34 ق.ظ
ببينم خبر نداريد بعد اين همه مدت اين مايكل كالينز نوع پنير را هم افشا كرده ست يا نه؟
——-
مستر هاید: متاسفانه لابی صهیونیست هیچگاه اجازه افشای نوع پنیر را نداد.
نوامبر 10, 2008 at 7:03 ب.ظ
چه جالب که وبلاگ تو هم فی-لتر شده و برای خوندنش باید دست به دامن فی-لتر شکن ها بشم!
———
خواب بزرگ: از چه آیاسپس استفاده می کنی؟!
نوامبر 10, 2008 at 10:41 ب.ظ
از همه خوندتی تر ترش اون شاهرخه بود …
)))
نوامبر 11, 2008 at 8:38 ق.ظ
جناب روحبخش یادته یه دفه گفتم چرا مطالبی که تو چلچراغ مینویسی اینجا هم پابلیش میکنی و چه کاریه و این حرفا؟
الان یه راهه بهتر یاد گرفتم چلچراغ آشغال نمیخرم بعد اینجا که میام هی با چیزای جدید مواجه میشم
———-
خواب بزرگ: این که اینجا بیاین خوشحالم میکنه ولی با آشغال بودن چلچراغ موافق نیستم. هر نشریهای مخاطب خاص خودشو داره و طبیعیه که خیلی از نشریات نتونن نیاز ما رو برآورده کنن. چلچراغ نقطه ضعف ندارد؟ چرا بسی! ولی خب این با توصیف آشغال فرق میکنه!
نوامبر 11, 2008 at 11:56 ق.ظ
1: پست جدیدم قبوله میدونم خیلی ضمخت…خشن.. وحشی و یکجانبه نگره…..
چه کنم…اما هرچه هست از اعماق وجوده از ته دل…..
2:قرار است با كساني دمخور شوم كه تيراندازان خوبي اند. مثل همین ” گله خوکها “…پيوندهاي وبلاگم.
گفتم كه قرار است به مرام سابقم برگردم. مثل ” سارق ” … مثل مقدساتم.
یا ما همه بازیگران یک فیلم صامتیم…انگار…..
این حرفهای جدیدمه…از جنس گذشته
خیلی مخلصیم…
علی/خوک کثیف / ارتش سایه ها
نوامبر 11, 2008 at 1:30 ب.ظ
آقا عرض ارادت ! هویجوری !!
نوامبر 11, 2008 at 1:40 ب.ظ
30 اکتبر تولد ازرا(عذرا) پاند، 31 اکتبر مرگ لویی ماسینیون، 1 نوامبر تاریخ ضربالاجل تعیین شده برای داستایووسکی برای رساندن یکی از رمانهاش …(یادم نیست کدومش بود) به ناشر(1866).
نوامبر 11, 2008 at 2:03 ب.ظ
ببینم واقعا چلچراغ توقیف شده ؟
خواهشا یه چیزی بنویسید
——–
خواب بزرگ: توقیفی در کار نیست! به علت بعضی مشکلات یکی دو هفتهای منتشر نمیشود. انشاءالله بزودی دوباره شنبههای خوب ….
نوامبر 11, 2008 at 2:08 ب.ظ
chakerim
نوامبر 12, 2008 at 5:08 ب.ظ
الان با توجه به سرنوشت مطلب احساس خود بهومیل هرابال بینی دارید دیگر؟
نوامبر 12, 2008 at 8:51 ب.ظ
مرسی از مطالبی که نوشتید.
با نظرتون در مورد چلچراغ موافقم.
حتی گاهی ممکنه کاملا با یک نوشته مخالف باشم ولی هرگز نمیشه لفظ اشغال بهش اطلاق بدم چون کسانی هستند که موافق هستن.
بهتره استفاده از دموکراسی یاد بگیریم.
نوامبر 13, 2008 at 9:28 ق.ظ
اون فوتبالیست خوشبخت یا بدبخت کی بوده؟
و اخیش راحت شدم ..فک می کردم چلچراغ توقیف شده.
نوامبر 13, 2008 at 10:51 ق.ظ
بدین وسیله از شما دعوت می شود تا از پست ” شطرنج در پارک ” دیدن فرمایید.
swann
نوامبر 13, 2008 at 6:17 ب.ظ
می گم سروش خوشحالم که بیکاری و ذهنت رو اینجوری نظم می دی. من معتقدم ما خواننده های وب لاگت یه حقوق برات در نظر بگیریم تا همینجوری وقتت آزاد باشه و مطلب بنویسی. حتی دیگه تو چلچراغ هم ننویسی که با اون صفحه بندی و کاغذ نامطلوبش مطالبت رو خراب عرضه کنه.
———-
خواب بزرگ: ای خدا از دهنت بشنفه! تو فکرم یک اسپانسر پیدا شه این زمستونی خرج ما رو بده بشینیم مث بچه آدم قصهمونو بنویسیم!
نوامبر 13, 2008 at 8:28 ب.ظ
سلام عالی بود
من که دارم دق میکنم …….چرا چلچراغ بسته شد؟حیف نبود ؟حالا من که 5 ساله هر شنبه منتظر شنبه خوب شنبه چلچراغ بودم چی کار کنم ؟
ای کاش حداقل میدونستیم چی شده ؟
———–
خواب بزرگ: چلچراغ بسته نشده بابا جان! تا چند هفته دیگر شنبه خوبتان دوباره برقرار خواهد بود
نوامبر 15, 2008 at 9:27 ق.ظ
salam pesarak.az inke dar tavahomate ghamgin khodam ye hamrahe nesbatan divane daram khoshhalam.bebakhsh farsi nevis nadaram.
نوامبر 15, 2008 at 5:08 ب.ظ
سلام
چه خوب شد آقای روحبخش که وبلاگتون رو پیدا کردم.اینطوری شبا بجای استراحت کاهلانه ام می شینم مطالب شما رو می خونم.اون مطلبتون بود راجع به قانون پایستگی مواد،عجب چیزی بود.(توی چلچراغ چاپ شده بود)
ژانویه 21, 2009 at 3:11 ب.ظ
من خیلی تو گوگل دنبال این کتاب گشتم ولی نتونستم پیداش کنم
———-
خواب بزرگ: کدام کتاب؟!