قصه شمشیرها
سپتامبر 18, 2008
شمشیر مثل بمب و مین و ژ3 نیست. در اغلب داستانهای کهن جان دارد. هویت دارد. و خیلی وقتها قضاوت اخلاقی میکند. این هویت شمشیرها انگار تجلی نگرانی پیشینیان ماست از خونریزیهای ظالمانه.
گاهی افسانهها چنان تکرار شدهاند که گویی ریشه در حقیقت تاریخ دارند. گاهی بر صفحه تاریخ گرد خیالپردازی نشسته. این نوشته درباره 4 شمشیر است.

شمشیر نقرهفام آرتور شاه. بر اساس یکی از روایتها اکسکالیبور همان شمشیری بود که آرتور نوجوان از سنگ بیرون کشید و شاه بریتانیا شد. براساس روایت دیگر دست بانویی از دریاچه بیرون آمد و اکسکالیبور را به شاه انگلستان بخشید. آرتور در سالهای جوانیاش محبوب و دلاور و عادل بود. ایالات از هم پاشیده را وحدت بخشید و بهترین شهسواران را گرد خود جمع کرد. اما سرانجام وسوسه گریبان شاه عادل را نیز گرفت. زن یکی از شهسواران را از آن خود خواست. مرلین درباره سواستفاده از اکسکالیبور به او هشدار داد. تا سرانجام شمشیر به خون شوالیه بیگناه آلوده شد. آرتور شاه پشیمان همینقدر همت داشت که بداند دیگر لایق اکسکالیبور نیست. با مرلین سوار بر قایقی به دریاچه بازگشت. دستی از آب بیرون آمد و شمشیر افسانهای را برای همیشه پس گرفت.
هر چند بعضیها عقیده دارد این قصه، مظلومنمایی شاهان است تا دست زیاد نشود (!) اما این چیزی از قدرت افسانه نمیکاهد. داموکلس درباری شاد و خرم در حسرت تاج و تخت شاه میسوزد. شاه میفهمد. جای خود را یک روز با او عوض میکند. روز خوش است تا لحظهای که داموکلس بالای سرش را نگاه نکرده. شمشیری آویخته به مویی بالای تخت شاهی است. داموکلس پشیمان میشود. شاه میگوید این تهدید دائمی بالای سر من است. قصه بیش از آن که برای داموکلسهای روزگار عبرتآموز باشد میباید به کار شاهان بیاید. شاهانی که اغلب بالای سرشان را نگاه نمیکنند. یا خیلی دیر، خیلی دیر نگاه میکنند.

گذشته از این که اسباببازی شمشیر نوری تا این لحظه چقدر به جیب لوکاس ریخته ، سلاح شخصی شوالیههای جدای منحصر به فرد و شگفتانگیز است. وقتی خاموش است مثل یک چراغقوه کوچک همیشه در ردای پر پیچ و تابشان پنهان است. مشخصات چریکی دارد. کوچک و همیشه همراه است. برخلاف شمشیرهای فلزی سلاحی نیست که تنها موقع جنگ به کمر ببندند. یک گجت کوچک و ساده است که همیشه در جیب دارند. آنها همیشه در جنگاند. سادهانگارانه است اگر کاربرد شمشیرهای جنگهای ابدی را به دوران جنگ سرد تقلیل دهیم. این شمشیرها را جوانان دوست داشتند. شمشیرهای نوری مورد علاقه تینایجرهای 31 سال اخیر بوده. چیزی است شبیه این شلوارهای چریکی استتار که الان مد شده. نشانه جنگ ابدی . و کدام جنگ ابدی است؟ جنگ دائمی جوانان هر نسل با وضع موجودشان. شمشیرهای نوری فقط شمشیرهای نوری نیستند!
روایات زیادی در مورد دلایل ذولفقار نامیده شدن شمشیر تاریخی علی(ع) وجود دارد. اما اول از همه باید مشهورترین باور عامه را مبنی بر دو نوک داشتن شمشیر کنار گذاشت. دو دم بودن شمشیر به عقل نزدیکتر است. میدانید که شمشیر – مثل کارد میوهخوری- یک دم تیغ دارد و یک دم کند. دم کندش برای این است که به استفادهکننده آسیبی نزند. در جنگها شمشیرزنان ور کند شمشیر را به سمت خودشان میگرفتند و از آن به عنوان حایل یا دفع ضربه استفاده میکردند. ذولفقار دو سمتش تیغ بود. البته که در مبارزه سلاح سریعتری بوده و به دارندهاش اجازه مانورهای بیشتری میداده اما سر و گردن صاحبش را نیز در امان نمیگذاشته. حالا معنی این شمشیر تاریخی و سلوک صاحبش به یک نقطه میرسند. زمانی که انزجارنامههای علی از قدرت را به خاطر میآوریم، میفهمیم چرا شمشیرش ذولفقار بوده. روشن میشود که او سر و گردن صاحب شمشیر را هم در ضربههای شمشیرش در امان نمیداند.خطر قدرت نیمیاش صاحب قدرت را نشانه رفته . شاید این تیغ دو دمی که در ضربالمثل ما وارد شده مثال فیزیکی ذولفقار است. شاید خود ذولفقار مثالی از قدرت. و میفهمیم پیشینیان ما چهقدر عمیقتر میفهمیدند.




سپتامبر 18, 2008 at 8:26 ق.ظ
خیلی خیلی مطلب جالبی بود ، من که می میرم واسه شمشیر ! میدونی که در زبان چینی 13 کلمه برای شمشیر وجود داره …
سپتامبر 18, 2008 at 8:38 ق.ظ
نمی دونستم شمشیر اینقدر نقش مهمی تو داستان داره
سپتامبر 18, 2008 at 4:53 ب.ظ
خوندني بود! شايد اينم يكي ديگه از تجليات جانمندانگاري عهد باستان باشه. ظاهرا نه فقط شمشير بلكه بسياري از عناصر ديگه هم جانمند و صاحب اراده دونسته مي شدن. كما اينكه حتي در مورد نوشته و كاغذ و سنگ و … هم اين صادقه.
سپتامبر 18, 2008 at 6:46 ب.ظ
این روایت ها هم مشکلیه برای خودش ها!
همین اکسکالیبر مثلا تو روایت اول آرتور شمشیر ر از سنگ در می یاره و دیگه جای خیانت نداره!
تازه فکر کنم روایت اول درست تر باشه (هر چند به نظر می رسه که همش داستانه!) ولی می خواستن پادشاه انتخاب کنن دیگه اون زمانم پادشاهی بالا سرشون نبوده این قضیه سنگ رو بامبول می کنند ارتور رو شاه می کنن!
سپتامبر 19, 2008 at 2:32 ق.ظ
سلام برادر نازينيم
مطلب زيبايت در مورد شمشير عالي بود .. حالش را برديم !
كاش روزي راجع به شمشيرهاي سامورايي اصيل هم مطلبي بنويسي
حتا نگاه كردن به يك شمشير سامورايي اصل مرا مست و مجنون ميكند … شايد در اين اينجا تكه اي از تارانتينو در من است كه تاب پيمان را نمي آورد.
شمشير علي (ع) اما فراتر از درك من است …چه زيباست كه تلفظ نامش هم احساسي معنوي دارد و آرامش مي آورد. اين به يادم مي آورد كه شمشير اگر حق باشد و به ناحق بيرون نيايد حتا كشتن هم انساني ست … (ولي شناختن اين حق مرام علي (ع)ميخواهد)و اينجا تكه اي لري در من است كه نميگذارد كارد را تنها براي قسمت كردن بيرون بياورم !!!ميخوانمت و ميخواهمت…
يا حق
سپتامبر 19, 2008 at 6:38 ق.ظ
مهم نیست شمشیر چی باشه !یکی بدید من می خوام باش سر چند وبلاگ نویس گنده دماغ رو که فکر می کنن اخر وب نویسی وب گردی هستن رو بزنم !
سپتامبر 19, 2008 at 8:17 ق.ظ
این مطلب خیلی جالب بود. یک نوشته ی خواب بزرگی فرد اعلا! اما فکر می کنید توی این دوره زمانه کسی جنبه ی داشتن شمشیر دارد؟
سپتامبر 19, 2008 at 11:37 ق.ظ
و دردسر های ” پلسک ” !
عنوان آخرین یادداشت ” مسیح ریحانی ” در وبلاگش می باشد !
شما ، می توانید بوسیله لینک زیر به این نوشته دسترسی پیدا کنید …
http://www.masihonline.com/?p=31
سپتامبر 19, 2008 at 6:58 ب.ظ
جا داره تشکر کنم ازت … ممنون …
سپتامبر 19, 2008 at 8:40 ب.ظ
بله. منتها فقط برخی از آنها عمیق تر می فهمیده اند نه همه شان.
سپتامبر 19, 2008 at 9:11 ب.ظ
salam
ageh toonesty be in adres sar bezan
http://www.agahfilm.ir/ShowPics.aspx?id=155
سپتامبر 19, 2008 at 10:55 ب.ظ
با سلام و عرض خسته نباشید و ضمن قبولی طاعات وعبادات من شما را با نام خواب بزرگ در سایتهایم http://www.myi24.comوwww.bia2funny.ir لینک کردم و از شما این خواهش را دارم لطفا فقط این سایت من را در سایتتون با عنوان (( برترین وبهترین سایت ایرانیان )) و به این لینک
http://www.taklenz.com
پیوند دهید.! از تون خواهش میکنم با تشکر یا علی مدد
—————–
خواب بزرگ :
مال شما هم قبول
1. وبلاگهایی که به اینجا لینک داده باشند در “سایر” لینک خواهند شد.
2. روشن است که منظور لینک دادن در “لینکدونی” یا” لینک های روزانه” نیست!
3. صاحاب وبلاگ در نامگذاری لینکهایش مختار است. بدیهیست که اسمی مثل “برترین و بهترین سایت” که از آن بوی قضاوت در مورد محتوی سایت میآید را در لینکدانی خود نخواهد گذاشت. ( بازرگانی تلویزیون که بابت آگهیها پول میگیرد هم یک قاعده خوب دارد، مدعیان صفت تر و ترین باید اول با دلیل و مدرک ادعاشان را ثابت کنند وگرنه تلویزیون آگهیشان را اجازه پخش نمیدهد!)
4.چنین که توی وبلاگتان نوشته پیجرنک آنجا 5 است؛ اگر این عدد از جنس همان ” بهترین و برترین” نباشد، لینک دادن اینجا که نه به درد دنیاتان میخورد نه آخرتتان!
سپتامبر 20, 2008 at 5:15 ق.ظ
يه شمشير جالب ديگه كه شايد خيلي معروف نباشه Sword of Truth است
———-
خواب بزرگ:
سپتامبر 20, 2008 at 7:33 ق.ظ
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
سپتامبر 20, 2008 at 8:43 ق.ظ
در موردذوالفقار يك مسئله اي هم هست كه ازكودكي ما را درگير مي كرد:
كه اگر اين شمشير دو سر داشت چطور به اين را حتي ها توي آن قلافي مي رفت كه سرش باريك تر از ته اش بود!
سپتامبر 20, 2008 at 10:40 ق.ظ
با سلام به همه دوستان
و سلام مخصوص به اين دوستمون خازييل …
ميخواستم بگم من يه راه واسه رفتن تو قلاف اون شمشير دو سر پيدا كردم كه خيلي راحت و منطقيه! … يه شمشير معملي رو رسم كنيد و بعد از قسمت نوك يه شكاف عمقي بديد كه شمشير و دو سر كنه …اونوقت ميشه كه اونو توي همون قلاف شمشير معمولي كردش تو …!!
جان تو حال كردي از اينهمه استعداد ؟؟ زحمت رسم مراحل ساختش به گردن خواب بزرگ كه استاد رسم و رسومه ! البته اگه يه بار به سرش زد كه بشينه و كار بيهوده و احمقانه بكنه …!!!
———–
خواب بزرگ : من هم همین مشکل را داشتم به شیوه شما حل شد!
سپتامبر 21, 2008 at 9:31 ق.ظ
آه
ممنون رفقا
ممنون
*****
عجب ساده بودها
سپتامبر 21, 2008 at 10:46 ق.ظ
آقا این چیزی که راجع به ذوالفقار گفتی و هستم. بابای من همیشه میگفت شمشیری که سر از تهش پهن تر باشه یا اصلا تو غلاف نمیره یا اگر بره لق میزنه حالا چه جوری مردم میگن این شمشیر سرش 2تا نوک داشته از اون حرفهاست. اما یه چیز دیگه هم که هست اینه که شمشیر اعراب یه شکل هلالی داره که همون قضیه یه طرف کند و یه طرف تیزه اما این ذوالفقار یه چیزی تو مایه های همون اکس کالیبر بوده یعنی شمشیری که در بریتانیا یا طرفای اسکاندیناوی وایکینگ ها داشتن یعنی صاف و با دو لب تیز
سپتامبر 24, 2008 at 6:04 ق.ظ
اولاً دو مرجع رسمی تر در مورد ذوالفقار و شکل آن: +
+
در ضمن در جائی خواندم که ذوالفقار مبدعی ایرانی یا رومی داشته است. پس احتمالاً شمشیری بلند و صاف بوده است نه مثل شمشیر اعراب منحنی.
در ضمن در ادبیات ما شمشیرهای زیادی وجود داشته اند مثلاً شمشیر زمرد نگار که امیرارسلان تنها به وسیله آن می توانست طلسم فولادزره دیو را بشکند و او را بکشد!
سپتامبر 24, 2008 at 4:32 ب.ظ
با سلام، جالب بود خواب جان
اما كجا فكرشون عميق تر بوده؟
سپتامبر 28, 2008 at 4:42 ق.ظ
جالب بود،مخصوصا ذوالفقار،عجب شجاعتی داشتن حضرت علی(ع)……..!!!!!!!
خوش به حالشون……
سپتامبر 30, 2008 at 11:08 ب.ظ
فقار جمع فقاره است و فقاره هم همان مهرههاي گردن است.
در واقع ذوالفقار يعني شمشيري كه داراي فقرات (دندانه) بوده.
اين شمشير با فرو رفتن در بدن قرباني، مقداري هوا را هم به داخل كشيده و اثر مرگبارتري داشته.
اين شمشير متعلق به عاص بن منبه بوده كه در جنگ بدر كشته شد و پيامبر آن را براي خود برداشت و سپس در جنگ احد آن را به علي (ع) بخشيد.
اکتبر 11, 2008 at 4:54 ب.ظ
سلام دوست عزیز .
میدونی “سورن” چیه یا کیه ؟؟؟؟
اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان راه اندازی شد .
بدون نیاز به عضویت .
استفاده کاملا” رایگان .
با یک عالمه عکس های دیدنی با کیفیت بالا .
تمامی عکس ها در سایز واقعی هستند .
سایت به سرعت در حال آپدیت میباشد .
منتظر پیشنهادات و انتقادهای شما دوست عزیز هستیم .
با آرزوی موفقیت …
گروه طرفداران http://www.SorenPhoto.com
اکتبر 13, 2009 at 9:23 ق.ظ
I did to my next interviewer. ,
اکتبر 22, 2009 at 9:40 ق.ظ
Most importantly, I would like to emphsize that global warming is very much related to every other dire environmental consequence resulting from human lifestyles of overconsumption, pollution, and waste. ,
نوامبر 16, 2009 at 6:49 ب.ظ
doors.txt;1;2