رگهای گردن در جستجوی نامجو
سپتامبر 17, 2008

بعد از گلایههای آن یکی رفیقمان از ژرمنی، بروید با این یکی – از فغنس- تفریح مبسوطی کنید!
دویچهوله هم این وسط به قول خودش نتوانسته ماجرا را هضم کند(?!)
فرمایششان این است : نامجو جان! تو به ف…نا برو کلن؛ انقلابیون جهان هواتو دارن.
هم از رگ گردن کاشفان لجنپاش باید کشید هم از رگ گردن انقلابیون خارج از وطن .
پوف . کجا فرار کنیم؟
پن: احیاناً اینها جزء همان ژانری نیستند که دم انتخابات توصیه میکنند: پای صندوق نروید! در خانه بمانید. جوراب سفید بپوشید، لبخند بزنید، سیبزمینی بخورید و از این طریق مخالفت مدنی کنید!



سپتامبر 18, 2008 at 4:39 ق.ظ
فرمایشات این حضرات از اینی که شما فرمودین هم بیشتر اوج میگیره:میشه ژانر آدمایی که میگن آمریکا بیاد ایران رو بمباران کنه بعد مملکت میشه گلستان!
نامجو با اون جوابیش دقیقن نامجو وار رفتار کرد دمشم گرم
سپتامبر 18, 2008 at 5:10 ق.ظ
آدم نمی فهمد بخندد به ریششان یا حرص بخورد از دستشان یا کیف کند احوالات زندگی آدمهایی را که این حرفها و نامه ها به هیچ جایشان نیست و توی صف سنگکی با هم بحث سیاسی میکنند و شبها میروند مسافر کشی!
سپتامبر 18, 2008 at 8:32 ق.ظ
همممم…
سپتامبر 19, 2008 at 7:44 ق.ظ
این پی نوشتتان علامت سوال نداشت من نفهمیدم سوال است یا خبری! ولی من که می گویم همان ها هستند. می فرمایند: شما بروید بدبخت بشوید، به فنا بروید ما اینجا می نشینیم شامپاین می خوریم و برایتان کف می زنیم.
سپتامبر 21, 2008 at 7:39 ق.ظ
دقیقا،
کار نامجو به نظرم واقع بینانه و منطقی بود
سپتامبر 21, 2008 at 10:13 ق.ظ
[...] رگهای گردن در جستجوی نامجو [...]