آخر این همه خواری در برابریک قاری شایستهء یک هنرمند نوآور ویک دانشجوی کنسرواتوار موسیقی در اتریش است؟ آیا از نیمکتی که برآن نشسته ای و به درس استاد گوش می دهی شرمنده نیستی؟ می دانی چه کسانی پیش از تو برآن نیمکتها نشسته بوده اند و چه کسانی می نشینند و چه کسانی خواهند نشست؟

بعد از گلایه‌های آن یکی رفیقمان از ژرمنی، بروید با این‌ یکی – از فغنس- تفریح مبسوطی کنید!

دویچه‌وله هم این وسط به قول خودش نتوانسته ماجرا را هضم کند(?!)

فرمایششان این است : نامجو جان! تو به ف…نا  برو کلن؛ انقلابیون جهان هواتو دارن.

هم از رگ گردن کاشفان لجن‌پاش باید کشید هم از رگ گردن انقلابیون خارج از وطن .

پوف . کجا فرار کنیم؟

پ‌ن: احیاناً این‌ها جزء همان ژانری نیستند که دم انتخابات توصیه می‌کنند: پای صندوق نروید! در خانه بمانید. جوراب سفید بپوشید، لبخند بزنید، سیب‌زمینی بخورید و از این طریق مخالفت مدنی کنید!

6 Responses to “رگ‌های گردن در جستجوی نامجو”

  1. amir Says:

    فرمایشات این حضرات از اینی که شما فرمودین هم بیشتر اوج میگیره:میشه ژانر آدمایی که میگن آمریکا بیاد ایران رو بمباران کنه بعد مملکت میشه گلستان!
    نامجو با اون جوابیش دقیقن نامجو وار رفتار کرد دمشم گرم

  2. Behnaz Says:

    آدم نمی فهمد بخندد به ریششان یا حرص بخورد از دستشان یا کیف کند احوالات زندگی آدمهایی را که این حرفها و نامه ها به هیچ جایشان نیست و توی صف سنگکی با هم بحث سیاسی میکنند و شبها میروند مسافر کشی!

  3. آونگ Says:

    این پی نوشتتان علامت سوال نداشت من نفهمیدم سوال است یا خبری! ولی من که می گویم همان ها هستند. می فرمایند: شما بروید بدبخت بشوید، به فنا بروید ما اینجا می نشینیم شامپاین می خوریم و برایتان کف می زنیم.


  4. دقیقا،
    کار نامجو به نظرم واقع بینانه و منطقی بود


Leave a Reply