…هی هی داریم یک فیلمنامه قدیمی را تکرار می‌کنیم؟ داریم باز اشتباه می‌کنیم؟

 

حق اگر حق است چه یک نفر شکایت کند چه 50 هزار نفر فرقی نمی‌کند. ولی شخصن ترجیح می‌دهم این ماجرای شکایت از وزیر جاعل نه بمب گوگلی شود نه پتیشین که امضاء بخواهد. چرا؟

تبدیل شدن به اهرم فشار مردمی یکی از کارهایی است که در جوامع دموکراتیک معنا دارد. طبیعی است برای نتیجه بیشتر جمعیت بیشتری هم لازم است. اما در ایران ماجرا کمی فرق می‌کند. ما اینجا تابع قانون تبانی هستیم.

قانون تبانی چیست؟ در نیروهای مسلح قانونی وجود دارد به نام تبانی. به این معنی که اگر شما می‌خواهید از مقام بالاتری نزد بازرسی سازمان شکایت کنید می‌توانید شخصن گزارش کنید. اما اگر پای گزارش شما دو تا امضاء باشد نه تنها به گزارشتان رسیدگی نمی‌شود بلکه شما متهم به تبانی هستید.چرا؟ در یک سلسله مراتب نظامی شما باید پیرو مافوق باشید. حتی وقتی مافوق عمل خلافی انجام دهد شما حق ندارید با هم‌رده خودتان در این زمینه صحبت ، مشورت و برای گزارش دادن تبانی کنید. هم‌دست شدن دو سرباز برای شکایت از فرمانده‌شان نشان می‌دهد آنها پتانسیل تبدیل شدن به موجودات شورشی را دارند. اینجاست که قابلیت خطرناک شما و زیر پا گذاشتن اصلی‌ترین مسئله نیروی مسلح – یعنی سلسله مراتب – مقام ناظر را بر آن می‌دارد پیش از هر بررسی شما را محکوم کند. چند سرباز اگر از فرمانده خود نارضایتی دارند باید بصورت فرادا و جداجدا گزارش تهیه و به مقامات مربوط منعکس کنند.

در شکل فعلی روابط اجتماعی ایران قانون تبانی حاکم است. به همین دلیل است که هیچ‌کدام از این پتیشین‌ها و اعتراض‌ها به نتیجه نمی‌رسد. چون از قبل محکوم است. چون برگزارکنندگانش به تلاش برای اخلال امنیت ملی ، براندازی و جاسوسی متهم می‌شوند. حالا تا شما بخواهی ثابت کنی خرگوش نیستی یا یک جورهایی می‌شود که  به خرگوش بودن جد و آباء‌ات اعتراف ‌کنی یا اعتراضت به کل در حاشیه رانده می‌شود. باید مدام از خودت رفع اتهام کنی. تئوری توطئه می‌گوید وقتی بیش از دو نفر یک جا ایستاده‌اند و درباره قطع برق صحبت می‌کنند شک نکنید که از انگلیس پول گرفته‌اند. این انگ چسباندن تجربه ثابت کرده همیشه در بدنه کم‌سواد جامعه ایران تاثیر داشته است.

تشکیل گروه فشار مردمی تنها زمان‌هایی ممکن است نتیجه بدهد که بخواهید توجه جهان را به مسئله‌ای جلب کنیم.  قضیه مدرک کردان فی‌النفسه اهمیتی برای دیگران ندارد. جنگ خانگی است. برای دیگران قضیه مثل شکنجه یا اعدام نیست که پی‌گیری‌اش اهمیت و احیاناً تاثیر داشته باشد.فوقش با دو تا تحلیل و خبر سروته قضیه را هم می‌آورند. شاید بشود مثل ماجرای موشک‌ فتوشاپی و کلی به ریشمان هم بخندند. آن‌وقت علی می‌ماند و حوضش. ما می‌مانیم و انتخاباتی که آقای کردان می‌خواهد حافظ آراء‌اش باشد.

بنابراین خیلی مهم است که موضوعات دیگر را داخل ماجرا نکنیم و اجازه ندهیم که یک موضوع حقوقی/شهروندی تبدیل به توده مبهمی از دعواهای قدیمی شود.

بنابراین خیلی مهم است که -دست‌کم حالا- پای انواع گروه‌های منجی حقوق بشر را پیش نکشیم.

بنابراین خیلی مهم است که اجازه ندهیم انگ “گروه مخالف رژیم که قصد اخلال دارند” بهمان بچسبد. چطور؟ این جوری که اصلن گروه نباشیم! هر کس می‌تواند شخصن برود و از حق خودش نگذرد و این یکی از مواردی است که شاید اتحاد صرفن خرابش کند.

از طرف دیگر ماجرای لایحه – مثلن- حمایت از خانواده آن‌ قدر ذهن مطبوعات و وبلاگستان را مشغول کرده که حضور وزیر جاعل در یکی از مهمترین وزارت‌خانه‌ها  ممکن است خیلی زود محو شود. بابت مهم‌تر بودن پی‌گیری مدرک کردان برای خودم دلایلی دارم. متاسفانه درباره هر وزیری صحبت نمی‌کنیم. اگر وزیر تعاون بود راحت‌تر می‌شد با قضیه کنار آمد. اما کمتر از یکسال بعد وزیر کشور قرار است  ضامن سلامت انتخابات باشد. بنابراین در مقام یک شهروند به خودم حق می‌دهم که نگران رای‌ام باشم. و نگران آنچه از بی‌اخلاقی دارد سر کشورم می‌آید.

 

راستی رفقای بالاترین‌ای : من نه تیتر زده‌ام “  از کردان شکایت کنیم” نه پرچم کاوه این دور و بر می‌بینم. نه فکر می‌کنم اساساً گرفتن یک حق شخصی عمل قهرمانانه‌ای‌ست و نیاز به دل و جرات دارد. نه به رای دادگاه فکر می‌کنم. فقط یک شهروند معمولی‌ام که امروز زنگ زدم به دادسرای انقلاب و پرسیدم برای شکایت از وزیر آیا باید به همین شعبه مراجعه کرد و این که چه مدارکی لازم است و تا چه ساعتی کار می کنند.

یک آقای مهربان هم از پشت تلفن جواب داد :دادسرای انقلاب برای همین کار ساخته شده و  تا ساعت 2 بعد‌از ظهر باز است.

15 Responses to “تبانی نمی‌کنم قربان، ولی از حقم نمی‌گذرم”


  1. قانون تبانی رو درست اومدی٬ اما اگه واسه شکایت از مافوق بخوای محکم‌کاری کنی بهتره به هر دفتر و نهادی که می‌شناسی و می‌دونی به اونا مربوط می‌شه رونوشت بزنی٬ از حفاظت اطلاعات و دفتر نهاد رهبری گرفته تا امور فرهنگی و فرمانده‌ی پادگان و این‌ها٬ که اگه یه‌نفر خواست نامه رو یه جایی سربه‌نیست کنه چند جای دیگه هم وجود داشته باشه!

    ———–
    خواب بزرگ : این ایده رونوشت رو هم خوب اومدی شما! اگر لازم شد کپی ثبت شکایت رو در اختیار خبرگزاری‌ها می گذارم.

  2. اشکان Says:

    موافقم. من در شهرستان هستم اما آخرهفته‌ها به تهران می‌آیم. این بار که آمدم یک سری به میدان ۱۵ خرداد می‌زنم و به شخصه از این آدم متقلب شکایت می‌کنم. ابتدای این جریان باورم نمی‌شد بشود قضیه را ماست‌مالی کرد اما الان دارم جلوی چشمام می‌بینم که مثل تمام ماجراهای این چنینی دارد جای شاکی و متهم عوض می‌شود. خیلی راحت یک متقلب توی روز روشن به ما دهن‌کجی می‌کند و سر پست وزارتش می‌رود. درست گفتی: “من از حق‌ام نمی‌گذرم.” مک‌مورفی رو هم خوب اومدی. شاید کار درستی که پیشنهاد کردی به نتیجه‌ای نرسد اما همین که سعی خودمون رو بکنیم و بعد شکست بخوریم خودش یه کاریه. وگرنه حق نداریم سال دیگه موقع انتخابات نک و نال کنیم. حداقل کاری که این شکایت‌ها می‌تواند بکند این است که زندگی را برای کردان متقلب سخت‌تر کند. حداقل می‌فهمد که با گله‌ی بره طرف نیست. همین خوبه.
    من ازت واقعاً متشکرم.
    یا حق

  3. خازييل Says:

    آن كه جنگ آرد به خون خويش بازي مي كند
    روز ميدان وان كه بگريزد به خون لشكري

    هستيم

  4. ناشناس Says:

    سلام
    از اينكه مي بينم نسبت به آينده خودتون حساسيت نشون مي دين خيلي خوشحالم.اما مگه قضيه 18تير78 رو فراموش كردين؟خيلي ها هنوز مفقودالاثرند،خيلي ها رو ويلچر نشستن و…اونا هم شايد مي خواستند حرف حق بزنن،اما نتيجه اش رو ديدين.كسي كه به اين پست و مقام ميرسه مي تونه يا رايزني(پارتي وپول ووعده نفت وگاز)از اون كشور مدرك اصلي بگيره (حتي بدون اينكه اون دانشگاه خبردار شه) و ارائه بده،اونوقت چي؟اونوقت شما ميموني و حوضت!!!البته اگه حوضت رو خراب نكنن.

  5. نسترن Says:

    راستی! تو این جور شکایتا باید مرحله به مرحله پیش رفت، چون همه ی ارگان ها می خوان شونه خالی کنن آدمو مدام پاس میدن و میگن اول باید به فلان جا مراجعه کنی پس بهتره اول از اولین فلان جا شروع کرد و یکی یکی نامه ها رو ضمیمه ی نامه ی بعدی کرد، چون تجربه شو دارم میگم…

  6. سارا ن Says:

    عمیقاً خوشحالم که فرق پتیشن و یک حرکت واقعی را این قدر خوب می دانی و می نویسی. شیوه های عمل روشنفکری فرانسوی، روشنفکر ایرانی را نابود کرده است./ آدم مهربان اش هم خیلی خوب بود. کاش توی راهی که در پیش داری( نه داریم و نه دارند)از آدمهای مهربان اش بیشتر بنویسی تا موانع و آدم بدها، بدی ها را همه هزاربار تکرار کرده ایم برای یک دیگر.

  7. خازييل Says:

    OUR LAWS are not generally known; they are kept secret by the small group of
    nobles who rule us.

    حضرت كافكا

  8. الف Says:

    خيلي جاها مجازي نميشه كار كرد. سايبرگ اصولا واسه قانون ما تعريف نشده.پتيشن برا اينا يعني اينكه ما به نشانه اعتراض پنجره‌هاي خونه خودمون رو بشكنيم.(برره)

  9. لوبيا Says:

    حرکت زیبایی می کنید و تحلیل بسیار عالی کردید. من نمی دونستم که چنین قانونی در ارتش وجود داره. به همین دلیل نمی فهمیدم چرا هی هر مادر مرده ای حرف می زنه می شه جاسوس اسراییل و چی چی امنیت ملی و … و ….
    خوب الان بهتر می فهمم تو حکومتی که همه کسانش نظامیند این منم که با سیستم کشورم بیگانم. مشکل از اونها نیست.
    موفق باشی.

  10. پردیس Says:

    سلام داداشی عزیز وردپرسی من شما رو لینک کردم اگه منو لینک کنی بهم لطف کردی

  11. weblogchi Says:

    روشنگری شما رو ارج منهم
    سپاس :)

  12. شرمین Says:

    مادرم می گفت حتی وقتی در قبر هم بخوابم نگران تو هستم.مادرم شش سال است که خوابیده وسی ودو سال است که نگران من است.سروش جان من حتی وقتی استخوانهایم در قبر می پوسد نگران تو هستم.از مهرناز بپرس بچه بلکم یعنی چی.این لغت را یک جنوبی دلتنگ می فهمد.

    ——————
    خواب بزرگ : آه شرمین شرمین . خواهرک نازنین...

  13. هومن Says:

    عزیز جان، خودت پای حرفی که زدی واینستادی، اون وقت ملت رو مسخره می کنی که گفتند حمایتت می کنند؟

    ————-
    خواب بزرگ : رفیق جان نوشته من شبیه مسخره کردن ملت بود آخر؟ قضیه این حمایت می کنیم خیلی ریشه ای تر از این حرفهاست و این ماجرا بهانه شد که اشاره شود بهش

  14. دوردست Says:

    برای شکایت از وزیر کشور!کجا باید رفت؟


Leave a Reply