از کردان شکایت می کنم
آگوست 16, 2008
آکسفورد بیانیه جعلی بودن مدرک کردان را در سایت رسمیاش قرار داد.
بروید فیلتر کنید، تحقیق و تفحص کنید، گیج بزنید…
اما من میدانم چه خواهم کرد: روز دوشنبه در مقام یک شهروند به دادسرای ویژه کارکنان دولت خواهم رفت و از علی کردان براساس ماده 527 قانون مجازات اسلامی به دلیل جعل مدرک دانشگاهی شکایت خواهم کرد.شما چه میکنید؟
پ.ن :سادهام؟ تو باغ نیستم؟ خوشخیالم؟ اوکی! اما به قول مکمورفی دستکم تلاشم را میکنم. سر پرونده شکایت مهرناز از وزارت کار ( + + ) عملاً دیدم خیلی از امکانات قضایی ایران معطل است. چون کسی به خودش زحمت نمیدهد تکانی بخورد. گاتهام سیتی بدون شاکی هم که میدانید : محبوب قاتلان و جاعلان و دزدان است.
تصحیح شماره تلفن : دادسرای عمومی و انقلاب مرکز ویژه کارکنان دولت : 35051111 نبش شمال غربی میدان 15 خرداد
امکان شکایت از وزیر هر روز تا ساعت 14 در دادسرای عمومی و انقلاب وجود دارد. بهتر است پرینتی از مدارک شامل ادعای وزیر و بیانیه دانشگاه آکسفورد را همراه داشته باشید.
ماده 527 قانون مجازات اسلامی ـ هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامههای تحصیلاتخارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قراردهد علاوه برجبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکومخواهد شد.
در صورتی که مرتکب، یکی از کارکنان وزارتخانهها یا سازمانها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلاب اسلامی باشد یا به نحوی از انحاء در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حداکثر مجازات محکوم میگردد.
پ.ن 2 : این آقا هم انگار در مورد شرح وظایفاش توجیه نیست. یک کارهایی هست که وظیفه اهل مجلس است نه عمه من و شما.من یک شهروند عادیام. وظیفهام این نیست که بیفتم دنبال شکایت و شکایتکشی از مسئولین. اگر لازم باشد البته از حقم دفاع خواهم کرد. اما فکر میکردم یک کسانی در خانه ملت هستند و حقوق مادامالعمر میگیرند برای همین کارها.



آگوست 16, 2008 at 6:50 ق.ظ
کار درستی میکنی:)
آگوست 16, 2008 at 7:36 ق.ظ
اتفاقا ایده ی بسیار خوبیه
آگوست 16, 2008 at 7:47 ق.ظ
ایده ای بسیار عالیه
آگوست 16, 2008 at 8:01 ق.ظ
خداییش دمت گرم!
میشه گفت شهروند واقعی
آگوست 16, 2008 at 8:07 ق.ظ
من نيز شكايت ميكنم
آگوست 16, 2008 at 8:31 ق.ظ
اتفاقا چند وقت پیش بود که توی “اعتماد” خواندم یک نفر از شرکت مترو به خاطر 2سفره شدن بلیطها شکایت کرده بود و خوشبختانه دادگاه به سود آن شهروند حکم داده بود.
به امید روزی که همه ما حقوق شهروندی را بفهمیم
آگوست 16, 2008 at 10:37 ق.ظ
در درستی و هوشمندانه بودن این ایده که شکی نیست! در بی تاثیر بودن و اهمیت ندادن مسئولین هم شکی نیست
اما چه بهتر است که یک حقوقدان لایحه ای تنظیم کند و البته یک پتیشن هم امضاء شود
———-
خواب بزرگ : خیلی با پتیشین موافق نیستم. بر اساس تجربه اغلب منجر به تعویق نتیجه میشود.چون از دید طرف مقابل ما یک عده آدم علاف فاسد طرفداران فسق و فجور هستیم و که میخواهیم با یک توطئه کثیف در کار دولت خدمتگذار اخلال ایجاد کنیم. بنابراین ترجیح میدهم برای جلوگیری از اتهام چمدان دلار و حرکات خزنده و انقلاب مخملی شخصن و به تنهایی بروم دادگاه انقلاب و در مقام یک شهروند معمولی از وزیر جاعل کشورم شکایت کنم. طبیعی است این حق همه است که چنین کاری بکنند.
آگوست 16, 2008 at 11:55 ق.ظ
شديدا پايه ام!
آگوست 16, 2008 at 12:03 ب.ظ
يرات آرزوي موفقيت مي كنم. به نظرم نه تنها في نفسه كار درست و مفيد و لازميه، بلكه تا حدودي شانس موفقيت هم داره.
بهانه اي شد كه وبلاگت رو هم پيگيري كنم.
آگوست 16, 2008 at 12:23 ب.ظ
به سهم خودم ، از این اقدام بخردانه ، هوشمندانه و آگاهی بخشانه شما قدردانی می کنم. من هم معتقدم تا روزی که این دروغگویان و دغل بازان ، از افشای گناه خویش ، احساس شرم نمی کنند ، باید تلاش کرد. هر کس به طریقی: به قلم ، به درم ، به قدم.
این روزها آدم با دیدن شهروندان آشنا به حقوق خویش و انسان دوستی نظیر شما ، بیش از معماری و تاریخ هخامنشیان ، به ایرانی بودنش می بالد. این را جدا عرض می کنم. برای شما آرزوی توفیق می کنم.
آگوست 16, 2008 at 12:45 ب.ظ
این مدل کارها بهترین کار برای بهسازی ایران است. بسیار کار خوبی میکنی.
آگوست 16, 2008 at 1:20 ب.ظ
دمت گرم٬ حمایتت میکنم
آگوست 16, 2008 at 1:38 ب.ظ
آخرین باری که ازین کارها کردم خواهرم مجبور شد برای هر ترم از نو مصاحبه بدهد و ثبت نام کند…
من اما این بارهم ازین کارها می کنم اما اگر بدانم نتیجه می دهد.
دوشنبه شب منتظر پست وقایع اتفاقیه تان هستم تا صبح سه شنبه من هم کوله ام را بیاندازم روی دوشمو…
من هنوز با این کافی نت مشکل دارم…
آگوست 16, 2008 at 1:44 ب.ظ
این آقا هم وظیفه ای نداره…اشتباه گرفتی…
اگه اون وظیفه داره لابد مستر پریزیدنت و کابینه و …هم در قبال یک چیزهای دیگه ای وظیفه دارن…
به حق چیزای نشنیده…چیز دیگه ای هم می خوای بگو…خجالت نکش.
من یک دانه تصمیم گرفتم حالا که نمی تونم کشف کنم چه جوری باس تو کافی نت…
همین جا اسممو می نویسم:سودی
آگوست 16, 2008 at 8:53 ب.ظ
آقا بیزحمت داری میای اوین سر راه یه پاکت سیگارم واسه ما بگیر
آگوست 16, 2008 at 10:27 ب.ظ
واسه اينكه لال از دنيا نرم و يه جيزي كفته باشم)؛ اره واقعن ايده ي خوبيه!ولي…
به زنداني:(((((=
آگوست 17, 2008 at 3:16 ق.ظ
دوست عزیز نمیدانم کجای دنیا زندگی میکنی و چند سال از ایران دور بودی ولی کافی که به پروندها ی مشابه نگاه کنی (نمونهاش جریان دکتر مددی)
نمیخواهم تو را یا کسی دیگر را مایوس بکنم ولی راه مقابله با مافیا خیلی سخت تر از این حرف هاست و قانون به نظر اینها دستاویزی برای خودشان (و نه دیگران) هست
شاید تو یک هم چین گاتهام سیتی ،یک بتمن واقعی لازم باشه!؟
آگوست 17, 2008 at 4:50 ق.ظ
من هم فکر و ایده تون رو تایید می کنم و امیدوارم که مشکل شخصی براتون پیش نیاد. همینکه به برای خودتون و حق و حقوق شهروندی تون احترام قائل هستین یه دنیا ارزش داره.
موفق باشید و شاد.
آگوست 17, 2008 at 5:46 ق.ظ
ایده جالبی است. ولی برای کسانی که تهران نیستند… یه پتیشن امضا کنیم و بفرستیم … چطوره؟
آگوست 17, 2008 at 7:35 ق.ظ
بسیار کار خوبیه.
از یکجا نشستن و نوشتن توی وبلاگ و هزارتا حرف و حدیث مزخرف بهتره. با ایده ت درباره ی تبانی هم موافقم . لزومی برای پتیشن و دسته جمعی یک کاری رو کردن نیست. اعتصاب و تظاهرات و تحصن و پتیشن و اینها مال وقتیه که این راه های قانونی نباشه یا جواب نده.
خیلی کار قشنگیه. مرحبا.
اگه که برات زحمتی نیست من رو از طریق ایمیل در جریان بگذار. ممنون میشم. چون من هم قصد داشتم این کار رو در یک مورد دیگه انجام بدم. اما هیچ وقت به اندازه شما جدی نشدم.
آگوست 17, 2008 at 8:00 ق.ظ
اقاي روحبخش اين اقايي كه شما ازش حرف مي زنيد تازه تشريف فرما شدن به شهر ما(ساري).تو اين چند روزه هم بي اندازه از تحليل هاي افراد مثلا روشنفكر گوشمون پر شده.اين كه كردان مازندراني هست و هر جا كه تا حالا بوده اول از همه دست مازندراني ها رو بند كرده و اين كه اگر مدرك تحصيلي نداره عوضش توي مديريت هم سابقه ي خوبي داره و هم تجربه.اين كه حالا ممكنه مدرك تحصيلي نداشته باشه و جزو دار و دسته ي لاريجاني باشه ولي از خيلي هاشون بهتره و …!مي بينيد اين تحليل هاي جامعه ايست كه خودشون رو روشنفكر و متجدد مي دونن.نمي دونم عاقبت اومدن كردان به مازندران مي خواد چي بشه و اخرش مردم قراره چه جوري اومدنشو سنبل كنن ولي هر چي كه هست از حركتتون حمايت مي كنم ولي خيلي دوست دارم بياد هم استاني هام بيارم كه اگر كردان مال يه استان ديگه بود بازم اين جوري سر وته قضيه رو هم مي اوردن؟باند بازي پارتي بازي دماگوژ نبود دموكراسي و حتي نگاه هاي پوپوليستي اين روزها بيشتر از قبل شده.من فقط مي تونم براتون ارزوي موفقيت كنم و اماده ي همكاري باهاتون باشم
آگوست 17, 2008 at 8:09 ق.ظ
مراحل پیشرفتت رو خبر بده. دوست دارم بدونم به کجا میرسه. و آیا کمکی از دست ما بر میاد؟
آگوست 17, 2008 at 9:25 ق.ظ
چه عجب که یک نفر به جای هجو و مسخره بازی به فکر یک کار عملی افتاد. شخصا حاضرم این کار رو بکنم.
فقط لطفا این کار رو به همراه عده دیگری از شهروندان انجام بده،چون یک دست صدا نداره.
پیشنهاد میکنم زمان مشخصی رو برای این کار انتخاب کن تا به همراه کسایی که موافقن، با هم به دادسرا مراجعه کنیم.
ضمنا من زیاد هم نسبت به نتیجه این کار،بدبین نیستم چون الان بین گروه های سیاسی مختلف،سر این قضیه اختلاف افتاده و ما میتونبم از این اختلافات به نفع خودمون استفاده کنیم.
آگوست 17, 2008 at 4:41 ب.ظ
اگه بخواهي از اين جور افراد شكايت كني تعدادشون كم نيست .دكتر احمدي نژاد ، دكتر قالي باف ، دكتر محسن رضايي ، دكتر … ،
احمدي نژاد كه هنوز نمي دونه مواد راديواكتيو سرطان زا هستش و تو بازار نمي فروشند و ميگه يه دختر شونزده ساله تو آشپزخونه خونشون نيروي هسته اي كشف كرده به نظرت دكتري داره؟ اينو يه بچه دبيرستاني ميدونه . عمو جون مگه وقتتو از سر راه پيدا كردي
آگوست 17, 2008 at 7:40 ب.ظ
به قول مرحوم پدرم؛
امیدوارم که این دروغ راست باشد.
آگوست 17, 2008 at 9:28 ب.ظ
کار خیلی خوبیه ، نمیخوام نفوذ بد بزنم ولی از ما گنده تر هاش هم نمیتونن کاری کنن….
آگوست 17, 2008 at 9:43 ب.ظ
من نمی دونم حرفی که می زنم درسته یا نه . ولی من باهاتم . اگه فک می کنی دروغه یا لافه ، بیا وبم . یه پیغام ِ خصوصی بذار . میلتو بده . آدرس و تلفنمو می دم بهت . دوس دارم کمکت کنم . همین !
آگوست 18, 2008 at 12:08 ق.ظ
ای کاش یه روز رو اعلام می کردی همه با هم می رفتیم
آگوست 18, 2008 at 3:17 ق.ظ
موفق باشی ای کاش هممون این کار رو می کردیم
آگوست 18, 2008 at 9:00 ق.ظ
مللکت باداباد
آگوست 18, 2008 at 9:03 ق.ظ
ریدیم تو مملکت رفت
آگوست 18, 2008 at 9:52 ق.ظ
یکی برای اینکه بعضی از آقایان را استاد دانشگاه خودکند برایشان مدرک آکسفورد وکمبریج وهاوایی درست میکرد بعدا معلوم شد همان آقا هم ریاستش در دانشگاه غصبی است ومطابق ماده 555 قانون مجازات اسلامی باید برود زندان ! آره جونم دلت را صابون نزن نه او به زندان میرود نه این
آگوست 18, 2008 at 9:53 ق.ظ
یکی برای اینکه بعضی از آقایان را استاد دانشگاه خودکند برایشان مدرک آکسفورد وکمبریج وهاوایی درست میکرد بعدا معلوم شد همان آقا هم ریاستش در دانشگاه غصبی است ومطابق ماده 555 قانون مجازات اسلامی باید برود زندان ! آره جونم دلت را صابون نزن نه او به زندان میرود نه این
آگوست 18, 2008 at 9:55 ق.ظ
منظورت آقای دکتر جاسبی که نیست !هست؟
آگوست 18, 2008 at 2:38 ب.ظ
shekayat vazifeh “Moddaiol- omoom” ast na man ya shoma. vaze ma az in chizha kharabtar ast.Am,a chon doshmane khareji darim, felan lab bastim.
آگوست 18, 2008 at 4:42 ب.ظ
منتظر نتيجه هستم و وبلاگتو دنبال ميكنم
آگوست 18, 2008 at 5:44 ب.ظ
مطمئن باش پشتتیم…
البته اگه باور داشته باشی
آگوست 19, 2008 at 4:16 ق.ظ
خدائيش من تو پرو و وقيح بودن اينها موندم.
آگوست 19, 2008 at 8:05 ق.ظ
خدا ميداند روزي كه خبر كردان را شنيدم چقدر خنديدم!
اين روزها ماهواره بر رو هواست… موشك رو هواست…مملكت رو هواست. مي دانيد كه !
آگوست 19, 2008 at 8:39 ق.ظ
خوش به حالتون اقاي روحبخش كه اين قدر طرفدار دارين اما خيلي مي بخشيد تجربه چندين وچند بارم بهم ياد داده همه ي اين چاكرم مخلصم ها باد هواست!
آگوست 19, 2008 at 8:07 ب.ظ
[...] کسانی که دنبال قسمت هیجانانگیز پروژهاند همین اول بگویم هنوز شکایت نکردهام. دلیلش [...]
آگوست 20, 2008 at 4:53 ق.ظ
بسم الله؛
سلام؛
كمك خواستي بزنگ، منم قصد همين كار رو دارم.
09128132824
آگوست 20, 2008 at 11:41 ق.ظ
بسم الله .
1- با جعل مدرک و نان خوردن از مدرک دکترای افتخاری ای که تازه آنهم مرجع صادر کننده می گوید همان را هم نداده مخالفم .
2- با جو سازی علیه احمدی نزاد به بهانه یک نیروی متعلق به باند هاشمی مخالفم
3- با کم اطلاعی حقوقی که بهانه دست طرفداران کردان می دهد مخالفم . بابا ! این ماده توسط مدعی العموم قابل اجرا است نه شاکی خصوصی ! دادسرا شکایت شاکی خصوصی در این زمینه را اصولا و قانوناً وصول نمی کند چه رسد به رسیدگی ! ربطی هم به عدم عدالت و اینها ندارد. از نظر قانونی ممکن نیست.
4- با عدالت طلبی با چشم باز موافقم.
آگوست 20, 2008 at 7:51 ب.ظ
خیلی ایده خوبیه. این دقیقا راه درستشه. البته را درست ترش فکر کنم شکایت دادستان یا مدعی العموم باشه.
آگوست 20, 2008 at 9:49 ب.ظ
لطف کن به بقیه بگو نتیجه شکایت ات به کجا رسید. البته تعجب نمی کنم اگر وبلاگت بعد از چند وقت اصلا دیگه آپدیت نشه چون ممکنه توی زندان به اینترنت دسترسی نداشته باشی.
آگوست 21, 2008 at 1:24 ب.ظ
امیدوارم موفق باشی.
آگوست 21, 2008 at 3:50 ب.ظ
http://ipakchi.ir/blog/?p=88#more-88
آگوست 22, 2008 at 7:41 ق.ظ
سلام اتفاقا ن هم به فکر شکایت از آقای کردان بودم چرا ما نباید این کار را بکنیم لااقل ما که ایران نیستیم میتوانیم یک متن شکایت تهیه کنیم و از طریق فکی بفرستیم این که نمیشه دست روی دست گذاشت
آگوست 23, 2008 at 6:10 ق.ظ
هه هه… مثل فیلم زد می خوای سیستمو جمع کنی؟
آگوست 24, 2008 at 1:02 ق.ظ
واقعا عالی است
آگوست 25, 2008 at 2:41 ق.ظ
شک ندارم اگر کسی بخواد شکایت کنه خودشو به جرم اقدام به براندازی نظام میندازن اوین! قول میدم.
آگوست 25, 2008 at 2:48 ق.ظ
سال 1386 از بین کارکنان شهرداری های تهران بیش از 200 مدرک قلابی استعلام شد تقریبا همه اخراج شدن به غیر از رئیس دفتر شخص شهردار منطقه 1 . میتونید برید شهرداری و باش ملاقات کنید.
آگوست 27, 2008 at 8:36 ق.ظ
کردان اگه کردانه میدونه شتر و کجا بخابونه شماها با این حرفا هیچ کاری نم تونید بکنید مطمین واشید که هرکی خربزه میخوره میدنه مزه ش چیه به هیچکیم مربوط نیست سردهشه یانه آره عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آه آه آه هه هه هه
آگوست 27, 2008 at 8:44 ق.ظ
آقای دکتر کردان مرد بسیار بزرگی است که بدین جا رسیده است کور شود هر آنکه نتواند دید
آگوست 27, 2008 at 2:43 ب.ظ
آفرین بر تو.
آگوست 28, 2008 at 9:57 ق.ظ
خواب بزرگ
آگوست 30, 2008 at 5:33 ق.ظ
آخه پسر خوب تو مگه نمي دوني آقاي كردان به كجاها وصله؟……..
آگوست 31, 2008 at 9:18 ب.ظ
باسلام
درباره مدرک کردان تا کنون سه نامه سرگشاده خطاب به
1-رییس جمهور با عنوان آیا دیانت شما عین سیاست شماست؟!
2-رییس مجلس ……… دیگز نیمه شعبان را جشن نگیرید!
3-امام جمعه موقت تهران (سید احمد خاتمی) ……. مردم سکوت کردند که سر امام حسین بر نیزه شد!
نوشته ام که در سایت عدالتخواهی منتشر شده است و در تماس با اکسفورد به دنبال کشف ماجرا در ادعای جدید آنها هم هستم و امیدوارم که به نتیجه مثبت و قابل قبولی برسیم .در ضمن برای طرح شکایت هم در حال تحقیق هستم و به عنوان یک فعال سیاسی نسبتا شناخته شده ترسی از عواقبش هم ندارم و هر گونه کمک برای افشای حقیقت و رسوایی خلافکاران را خدمت بزرگی به ایران می دانم. موفق باشید و نظریات خود را به ادرس الکترونیکی ام بفرستید
سپتامبر 1, 2008 at 5:54 ق.ظ
شما را براي اينكار تحسين ميكنيم ضمنا اگر وقت شد در منكرات هم شكايتي از ايشان بشود براي پيگيري پرونده اش در دادگستري استان مازندران-ساري (قبل از انقلاب پر بركت)بجرم تجاوز به عنف؟؟؟؟
سپتامبر 1, 2008 at 1:48 ب.ظ
چرا خودتون را خسته میکنید کسی که با این حقه میتواند سر یک دولت کلاه بذارد میتواند با پرداخت سه ماه حقوق دریافتی از هر دانشگاهی مدرک فوق دکترا بگیرد
سپتامبر 1, 2008 at 1:51 ب.ظ
آقا ما که بیخیال شدیم با این حکما و علما ایران بهتر از این نمیشود مگر دانشگاهی که این آقا تدریس میکرده نیاز به استعلام گرفتن از دانشگاه آکسفود نداشت
سپتامبر 2, 2008 at 11:28 ق.ظ
اینطوری باید از کل قاطبه هیئت دولت و شخص احودی نژاد شکایت بکنید!
سپتامبر 3, 2008 at 10:24 ق.ظ
به حال آن سیستمی باید تاسف خورد که بالا ترین مقامات آن در عالیترین مراتب کشوری مرتبا” اورا دکتر دکتر … خطاب کرده و از او دفاع می کنند آیا قبل از آن در این باره هیچ شناختی از او نداشته اند
سپتامبر 4, 2008 at 4:05 ق.ظ
شهري كه شه و شحنه و شيخش همه مستند،
شاهد شكند شيشه كه بيم عسسي نيست
سپتامبر 7, 2008 at 8:24 ق.ظ
شايد اين بابي بشه براي شكايت از بقيه شون.وقتي اون خوش تيپشون ميگه ورق پارس خب لابد خودشم زحمتي براي كسبش نكشيده – گوگوري نا برده رنج گنج ميسر نميشود….
سپتامبر 8, 2008 at 5:00 ب.ظ
آقا خبری جدیدی هست از پیگیری ِ شما؟
———–
خواب بزرگ: مممم. نه خبری که بخوام تو وبلاگ بگم
سپتامبر 11, 2008 at 10:12 ق.ظ
راستی به کی می خوایی شکایت کنی|؟
سپتامبر 13, 2008 at 11:03 ق.ظ
هر کس خواست شکایت کنه اول بره داستان حمام و جن( سعدی) را بخونه ، ببینه به کسی که شکایت میکنه یکی از از همون اجنه نباشه!
سپتامبر 16, 2008 at 10:12 ب.ظ
اين اقا ؟! دكتراش لدنييه ! يعني پس از ازادي از زندان ساري (بعلت دزدي و تجاوز به عنف )در بدو انقلاب اسلامي از طرف ناييب بر حقش دكتراي رسمي گرفته ! اگر مردم و نمايندهگان محترم ميخواهند برايشان مسجل شود ميتوانند با دفتر ولايت تماس حاصل فرموده مراتب را مورد تاييد قرار دهند . در غير اين صورت ببخشيد ! مثل بنده خفه شيد ترسوها.
سپتامبر 17, 2008 at 10:10 ق.ظ
بابا این مملکت که صاحب نداره
توی این مملکت خر صاحبشو نمی شناسه
حالا اینا که از… هم بدترند اینا اصلا ایرانی نیستند که
دلشون به حال مردم ایران بسوزه اینا یه مشت عرب و انگلیسی (…) هستند که دارند ایران و ایرانی را غارت می کنند
به امید اینکه روزی ایران به دست آریایی ها بیفته.
انشاالله….
———–
خواب بزرگ : متاسفانه ناچار به حذف کلمهای شدم!
پ ن : انشالله رو خوب اومدی
سپتامبر 19, 2008 at 10:29 ق.ظ
ا یکی از شتر ایراد میگیره که چرا گردنت درازه یا کولت کجه.شتره نگاهی میکنه میگه ای بابا کجام درست حسابی است که کولم یا کوهانم صاف باشه
سپتامبر 28, 2008 at 8:32 ق.ظ
اين آقا بدجوري به مسند وزارت تكيه زده و عزل و نصب ميكنه – ديگه كار از كار گذشت…
سپتامبر 30, 2008 at 5:37 ب.ظ
تو اين مملكت كه معاون وزير آموزش و پرورشش!!ميياد با وقاحت تو تلويزيون ميگه نيروهاي مازاد همگي فاقد توانايي تدريس هستند معلومه كه حتي يك بار در عمر بيارزشش پاشو تو يه مدرسه نذاشته!
خود آموزش و پرورش كاري كرده كه همه مجبورند فرم يك آموز پر كنند و بر اساس سابقه كار و سهميه خانواده ايثار گران و هزار و يك جور كوفت ديگه امتياز جمع كنند مدرك معلم ارزش دارد ولي توانايي ذاتي، كلاسداري و سواد بدون مدرك هيچ ارزش و امتيازي ندارد حالا اين يارو كردان چطوري بدون مدرك تو اين مملكت معاون وزير شده خدا آگاهه و بس!
سپتامبر 30, 2008 at 5:38 ب.ظ
تو اين مملكت كه معاون وزير آموزش و پرورشش!!ميياد با وقاحت تو تلويزيون ميگه نيروهاي مازاد همگي فاقد توانايي تدريس هستند معلومه كه حتي يك بار در عمر بيارزشش پاشو تو يه مدرسه نذاشته!
خود آموزش و پرورش كاري كرده كه همه مجبورند فرم يك آموز پر كنند و بر اساس سابقه كار و سهميه خانواده ايثار گران و هزار و يك جور كوفت ديگه امتياز جمع كنند مدرك معلم ارزش دارد ولي توانايي ذاتي، كلاسداري و سواد بدون مدرك هيچ ارزش و امتيازي ندارد حالا اين يارو كردان چطوري بدون مدرك تو اين مملكت معاون وزير شده خدا آگاهه و بس!
همين كه غيرت كردي و از اين يارو شكايت كردي دمت خيلي گرم!
سپتامبر 30, 2008 at 8:31 ب.ظ
ولا اگر آفای کردان میترسید از شکایت قد و قوارش این قدر نمیشد مگر نشنیدی از قدیم میگفتن هر که منار میدزداد فکر جاشم کرده متمعن باش خودش قبل از هر کاری استعفا می دهد تا بتواند برای رئس جمهوری کاندیدا شود
اکتبر 1, 2008 at 7:50 ب.ظ
سلام
لطفا بنويسيد تا بالاخره يكي به فكر معلمهايي بيفتد كه مدرك معادل از دانشگاه شهيد رجايي گرفته اند
ما حداقل بايد 20 سال ديگه كار كنيم تا باز نشسته بشيم
آموزش عالي ميتواند واحدها يا درسهايي را كه قبول ندارد بگذارد تا ما بخوانيم هزينه اش را هم خودمان ميدهيم. اگر پاس كرديم مدرك ما را قبول كند و بگذارد ادامه تحصيل بدهيم نه اينكه امتحاني بگيرد كه عدهزيادي از تاريخ و نحوهي برگزارياش باخبر نميشوند و بعد با آن حالت نتايج را اعلان كند.
از اين كه ما فرهنگيان را در حل مشكلاتمان ياري ميدهيد كمال امتنان را داريم.
حالا اين يارو كردان تو اين سالها كه اجازه نفس كشيدن به ما معلمها نميدادن شده دكتررررررررر!
جمعي از دبيران فارغ التحصيل صنايع شيميايي از دانشگاه شهيد رجايي
اکتبر 2, 2008 at 8:21 ق.ظ
سلام/ اگه ايثنكار رو بكنيد چه مذهبي چه غير مذهبي ها بهتون ماشالا ميگن!
اما كاش كار رو جمعي ميكرديد…مثلا از يه عده حتي همين گروه هاي عدالت طلب دانشجويي و حتي روحانيون و… امضا مي گرفتيد.اميدوارم دستگاه قضايي بتونه درست عمل كنه.
اکتبر 2, 2008 at 5:12 ب.ظ
از این پس ضرب المثل ” رو که نیست عوضعلی کردانه” جایگزین ” رو که نیست سنگ پای قزوینه خواهد شد”
اکتبر 5, 2008 at 5:02 ق.ظ
می گویند هر چی بهگندد نمک میزنند وای بروزی که نمک بگنندد—سالهاست که نمک مدیریتی و اجرائی گندیده –چه انتظاری داری فکرتو خسته نکن دادا—
اکتبر 6, 2008 at 5:58 ق.ظ
درد دل بیشتر دوستان را خواندم همکی نشان از حق و حقوق از دست رفته می داد من فقط دو جمله می نویسم
خر چه داند قدر حلوای نبات توربه ای کاهی در کنج رباط
دفه دیگه اگه قهر کنید و در انتخابات
شرکت نکنید باز هم همین لو لو را می آرند
اکتبر 6, 2008 at 4:15 ب.ظ
با سلام خدمت تمام راد مردان دلیر ایران
یا شعار بعد انقلاب افتادم.در بهار آزادی.جای شهداخالی.
بازم یک موضوع دیگر از اول انقلاب وقطی یکی از مسعولان خطای
میکرد عده ای ایراد میگرفتن.ما میگفتیم چه قدر عجلی میکنید صبر کنید اسلام.مو.را از ماست میکشدوموضوع داغ کردن دست عقیل به دست حضرت علی.ع.راتعریف میکردیم ویاد آورنامه حضرت علی.ع.به مالک میشدیم ولی حالا یکی میخواهد خودمن قانه کند.ماندم من اشتبامتوجه اسلام شدم یا اشتباازاسلامی بودن
حکومته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟لطفاراهنمای فرماید.درجبهه برای رفتن به خط مقدم چه کارهای میکردیم ولی حالابرای چپاول چه کارهای که نمیکنند.عجب صبری خدا دارد
اکتبر 6, 2008 at 6:26 ب.ظ
منم میرم از کل نظام شکایت میکنم دلت خوشه
اکتبر 8, 2008 at 5:53 ق.ظ
درجامعه ای که دولت آن ادعای ترویج اسلام ناب را دارد و از هر جوان بیچاره ای که دنبال شغل میگردد درخواست گواهی عدم سو پیشینه میکند چطور در مورد آقای کردان آن هم جهت تصدی پست مهم وزارت کشور پیشینه و سابقه ایشان بررسی نشده است اگر دولت توان بررسی پیشینه اقای کردان را ندارندباید بگویم هم شاهدان زنده در مورد سابقه سیاه ایشان وجود دارد و هم مدارک مکتوب در دادگستری ودادسرای استان مازندران موجود میباشد.دولت در ظاهر عدالت محور لطفا به خیانت ها و عوامفریبیهای خود پایان دهید.((اللهم عجل لولیک الفرج))خدایا ظهور مهدی موعود را نزدیک گردان تا ملت عزیز و مسلمان ایران طعم واقعی عدالت ،مساوات و صداقت را بچشد.
اکتبر 12, 2008 at 1:12 ب.ظ
اي بابا سرتون به اين حرفا گرم شد ” بردن همه رو بابا مملكت داره از دست ميره يكاري كنيد احمدي نژاد رو با يك دنيا كار و اميد و هيجان تنها گذاشتين به اين اراجيف گوش ميدين. مگه نشنييدين دكتر گفت خيلي كار داريم كه بايد انجام بشه آستين بزنيد بالا ” كمك كنيد مگه نمي خوايم گروني ريشه كن بشه پس كمك كنيد بابا دگتراي اقتصاد داره با يك تيم 100 نفره داره مملكتو مي چرخونه ، شماها چي ميگين حد اقل اگه كمك حالش نيستين اين همه سنگ اندازي نكنيد. به ما چه كه كردان چه گوهي خورده ، آينده مملكت مگه دست اونه …….
اکتبر 12, 2008 at 7:25 ب.ظ
سالهاست که این چیزها را می بینیم دریغ از یک حرکت تا کی این ننگ را را تحمل میکنیم تا کی آزادی را به دنیا بفروشیم و تا کی سنگ زیرین اسیاب باشیم
اکتبر 17, 2008 at 10:07 ب.ظ
سلام به هوشياري و دقتت حسوديم شد اما يادمون نره كه اين مملكت يه زماني مدعي العموم هم داشت هموني كه تا تقي به توقي مي خورد يادش مي آمد كه بايد از ارزشهاي نظام دفاع كنه و جلوي تشويش اذهان عمومي رو بگيره حالا اون مدعي العموم كجاست كه فقط بياد لطف كنه تفاوت اين ماده قانوني با مصداق واقعيش يعني كردان را برا افكار عمومي تشريح كنه تا غروب 5 شنبه كه ميشه از خجالت شهدا در بياد
اکتبر 19, 2008 at 1:59 ب.ظ
منم میکنم ( البته شکایت)
اکتبر 19, 2008 at 2:02 ب.ظ
کی به کیه منم میکنم ( البته همون شکایت )
اکتبر 19, 2008 at 2:04 ب.ظ
هرکی کرده رفته !
اکتبر 20, 2008 at 5:01 ق.ظ
الله اكبر الله اكبر
يكي از نمايندگان مجلس گفته بايد از كردان بابت صداقتش تقدير و تشكر بشه اونوقت شما ميخاي ازش شكايت كني ؟ واقعاً كه ! من پيشنهاد ميكنم شماره حساب آقاي كردان اعلام شه تا همگي كمك كنيم آقاي كردان راستي راستي بره اكسفورد مدركش رو بگيره همه مشكلات هم حل ميشه
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به كوري چشم حسودان وزير كشور شد
اکتبر 22, 2008 at 11:40 ق.ظ
باسلام
جاي تاسف است اين اتفاق ، خدانکنه براي کسي مشکلي پيش بياد يا اشتباهي را مرتکب بشه ، به جاي کمک کردن و ارائه راه حل ، آبروشو ميبريم ، تحقيرش ميکنيم ، تهديدش ميکنيم و…
خداوند همه مارا ببخشه ، ماهمه اشتباهاتي رو داريم ولي دلمون نمي خواد کسي اونو بدونه ، چرا چيزي را که براي خودمون نمي پسنديم ، براي ديگران رعايت نمي کنيم ؟ من آقاي کردان را نمي شناسم و حتي نمي دونم چه شکلي هست ، ولي ميتونم احساسش را درک کنم ، دلم براش ميسوزه و براش دعا ميکنم ، من اطمينان دارم اين موضوع فقط يک اتفاق هست و اين انسان خداي نکرده قصد گول زدن کسي را نداشته ، اگر اينطور آدمي بود هيچگاه به اين جايگاه نمي رسيد ،
خيلي بايد مواظب رفتارمون باشيم ، مااگر به کتاب آسماني مراجعه کنيم ، ميبينيم که داريم مرتکب گناه بزرگي ميشيم ، دعا ميکنم که خداواند هيچ گاه همچين بلايي را سرما نياره ، چون تحملش خيلي مشکل هست ، اگر همينطور مردم در مورد اشتباه ما اظهار نظر کنند ، چه احساسي پيدا ميکنيم ، درحضور فاميل ، حتي خانواده ، هيچ کس به کمک ما نخواهد اومد ، همه مارو تحقير و سرزنش ميکنند ،
چرا ما اينطور هستيم ، چرا حاضر نيستيم در زمان نياز به کسي کمک کنيم ، چرا کسي که دچار مشکل ميشه ، نميخواهيم کمکش کنيم ، چرا براش دعا نمي کنيم که مشکلش حل بشه ، آيا زماني که فرزند کوچکمون بيمار ميشه ميبينيت چه احساسي پيدا ميکنيم ، چقدر تلاش ميکنيم که زودتر خوب بشه ، براش نظر و نياز ميکنم و مرتبا دعا ميکنيم و از خدا ميخواهيم که زودتر خوب بشه ، ميشه اون لحظه رو احساس کرد …
خدا حتما دراون لحظه به ما کمک خواهد کرد ولي زماني که به ياد آزار ديگران ميفتيم ميبينيم که مستحق اين کمک خداوند نيستيم … چرا که زماني که ديگران به کمک ما احتياج داشتند نه تنها قدمي برنداشتيم بلکه مرتبا اونو تحقيرش کرديم ، تهديد و سرزنشش کرديم ، دراون لحظه احساس خوبي نسبت به خودمون نخواهيم داشت ،
همه ما ميدونيم که خداوند هميشه ناظر بر رفتار و اعمال ماهست ، اگر آبروي خودمونو دوست داريم ، براي آبروي ديگران ارزش قائل باشيم ،
بياييم به هم درزمان نياز کمک کنيم و از خداوند بخواهيم که مشکل همه رو حل کنه .
اکتبر 23, 2008 at 10:41 ق.ظ
hatman mano dostamam shekayat mikonin دانشجوی ارشد عمران اراک
اکتبر 27, 2008 at 10:23 ق.ظ
مهم نیست توی این مملکت خرتوخر به پا کار دستت ندن بقیه اش پشکش همه مدرکشان جعلی است ( احمدی نژاد و….
در ضمن احمدی نژاد سوادی ندارد به قول ایشان ما باید وسایل خانمان را دوگانه سوز کنیم مملکت از همان اویل هم به خاطر آسان گرفتن به مسئولین به باد هوا رفت الآن به یاد حرف یکی از امامان افتادم که می گفت آدم ها
کوچک را بزرگ می شمارند وآدم های بزرگ را کوچک
این همه هم دم از قرآن نزنید ما مثل این است که یک دیواری را به دور خود کشیدیم به اسم اسلام و پشت آن هر کار می کنیم حتی تجاوز به دختر مردم بعد هم می گوییم دختر مورد دارد و ما مشکلی نداریم حال اگر در کشورهایی مثل چین آمریکا و…. باشیم این کار انجام دهیم شانس بیاریم که اعدام نشیم وتو ایران مثل این که ثواب کردیم
اکتبر 29, 2008 at 5:39 ب.ظ
فعلا آقایون دنبال جاعل مدرک آقای کردان هستند آخه به زور وتهدید مدرک رو قبول کرده بود طفلکی گناه داره
اکتبر 30, 2008 at 4:22 ب.ظ
آقای کردان ادعا دارند که استعفایشان به مصلحت کشور نیست .عاقبت ما روبینید که مصلحت ما رو کی باید تشخیص بده
نوامبر 2, 2008 at 6:00 ق.ظ
خیلی خوشحال شدم از اینکه می بینم هنوز در بُزستان ایران مردمی با جنم وجود دارند که در مقابل هر رسوایی می ایستند ومثل سایر بُزهای گله راه چریدن در امورات جاری زندگی را نمی روند.
1- ما همیشه دیده بودیم اگراز کسی خطا و خلافی سر می زد که ضرر آن به عموم مردم می رسید مدعی العموم درصددتنبیه و توبیخ خطاکار بری آمد اما در خصوص “کاردان علی کردان” این اتفاق نمی افتد؟؟
2- کاش می شدشکایتی برای عموم در خصوص کاردان کردان تنظیم می شد تا همه با امضاء در آن می توانستند مثل شما شکایت خودرااعلام کنند(مانند سایت گوگل ارت در خصوص خلیج عربی)
خیلی ممنون
نوامبر 3, 2008 at 5:04 ق.ظ
هرچند دانشگاه آکسفورد اتهام! دادن مدرک
دکترا به کردان را تکذیب کرد،
واژه “کردان” به دیکشنری آکسفورد راه
پیدا کرد
- Kordanize /’kərdənaiz/ (v.) [past tense: Kordanized / past
participle: Kordanized ]
(1): To get Ph.D without having B.Sc.
(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake
certificate or documents.
- Kordanification( n.)
(1): The process of receiving fake degree, especially from a
prestigious
university (e.g. Oxford)
(2): The relationship between happiness and telling a big lie.
(3): A method in order to gain Self confidence.
-
Kordanism(n. )
(1): The philosophy and strategy of telling lie to a large group of
people (e.g. a nation)
(2): A psychological method for deceiving people and laughing simultaneously.
- Kordanic(adj. )
(1): Happy
(2): Self Confident
(3): Relaxed
- Kordanicly(adv. )
(1): In a Kordanic manner.
نوامبر 3, 2008 at 12:06 ب.ظ
حالا که کردان از طرف رئیس جمهور عزل شد و مجلس قراره استیضاحش کنددلم خنک شد که بالاخره یک آدم نادرست رسوا شد.تا بقیه حساب کار دستشون بیاید. به امید خدا.
ضمنااز تمام نوشته ها هیچ آدرسی یافت نشد!چقدر مردم شجاعی داریم!!!من هم برای همرنگ بودن با جماعت آدرس نمی دهم.
نوامبر 3, 2008 at 12:21 ب.ظ
اینکه گفتم هیچکس آدرس وب سایت نداده یک شوخی بود تا کسانی که جزو اینها نیستند جرئت پیداکنند!خودم برای اینکه داخل سیاست نشوم ننوشتم نه از ترس و…ظمنا دیگر کار روبراه شده و اندوهی نیست از مدارک جعلی و غیره و غیره!
نوامبر 4, 2008 at 1:05 ب.ظ
مدرک منهم تقلبیه جرئت داری ازدست منمشکایت کن
نوامبر 4, 2008 at 6:34 ب.ظ
ازماست که بر ماست
نوامبر 4, 2008 at 6:36 ب.ظ
کار ایران با خداست
نوامبر 4, 2008 at 9:34 ب.ظ
پسر یک بزرگزاده کسی را کشت وپدرش با پول او را ازاد کرد.
(سرخ و سیاه نوشته استاندال)
متعسفانه وقتی حدف پول و بیشتر از ان حرف قدرت پیش میاد قانون حرفی برای گفتن نداره.
میدنید من به از چی وحشت میکنم؟
وقتی که فکر میکنم که شاید کسی که میخواد به شکایت شما برسه ایا خودش مدرکش واقعیه؟
نوامبر 5, 2008 at 12:08 ق.ظ
خدا میدونه چند تا مقام دیگه از این مدرکها دارن
نوامبر 5, 2008 at 5:57 ق.ظ
اگه نماینده ها واقعا راست میگن باید تمام حقوق ومزایای قبلی وخسارات به بیت المال رو ازش بگیرن اما اینا خیلی پررو هستند مطمئن باش یه جای دیگه یه پست درست حسابی بهش میدن تنها راهش رفتن از این مملکت گهه
نوامبر 5, 2008 at 7:42 ق.ظ
http://www.ox.ac.uk/media/news_stories/2008/080815.html
نوامبر 5, 2008 at 5:17 ب.ظ
کردان ادعا میکنه که خبر نداشته مدرک دکتراش جعلیه:
1- اولا کجای دنیا با مدرک دکترای افتخاری میرن استاد دانشگاه میشن؟ عضو هیات علمی میشن؟ حقوق میگیرن؟
2- فرض کنیم مدرک دکتراش رو نمیدونسته لیسانس و فوق لیسانسش هم که جعلی از کار دراومد.
3- وزارت علوم و معاون رئیس جمهور چطور بعد از تکذیب دانشگاه آکسفورد ادعا کردند که تاییده مدرک دکترای کردان رسید؟
حتی اخبار هم اعلام کرد>
نتیجه میگیریم که ما خیلی پرتیم بابا!
این مملکت همش دزدی و فریبه. دارن هر غلطی میخوان توش میکنن و ما هم مجبور بشینیم صدامون در نیاد.
شما هم وقتت رو تلف نکن واسه شکایت. اگه میخوای شکایت کنی از وزیر علوم و دفتر ریاست جمهوری هم به جرم دروغگویی و مشارکت در جرم باید شکایت کنی.
بری اونجا بهت میخندند همین.
یه شرکت نفتی نروژی در نروژ به اتحام دادن رشوه به مقامات ایران برای بستن قرارداد محکوم شد و کلی جریمه شد. جالبه در ایران پسر هاشمی رفسنجانی که مسئول اون قرار داد بود و از قراره معلوم خودش رشوه گرفته بود تبرئه شد و گفتند اینا توطئه هست.
برو از ایشون هم شکایت کن.
اگه میخوای باز هم شکایت کنی بگو تا من لیست تمام مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی را برای انواع و اقسام دزدیها و سوء استفاده از قدرت برای انواع تخلفات از جمله سوء استفاده جنسی از زنان و دختران در اختیارت بذارم.
به امید روزی که مردم ما اول از خواب جهل و نادانی بیدار بشن و حکومتی شایسته نام ایران را بنا کنند.
نوامبر 6, 2008 at 10:42 ق.ظ
من رایحه خوش خدمت را حس کردم مجبور شدم مدرک جعل کنم….
نوامبر 6, 2008 at 8:32 ب.ظ
نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت
یه هو آمد و وزیر کشور شد
نوامبر 8, 2008 at 4:51 ق.ظ
[...] to the date in which the Persian blogger “Big Sleep” wrote a post titled “I will file a complaint against Kordan“. Both these posts will be discussed [...]
نوامبر 12, 2008 at 3:01 ب.ظ
دمت گرم من از نزديك ميشناسمش (…)
نوامبر 12, 2008 at 6:45 ب.ظ
من اگه انگیزه های شما رو داشتم اول از احمدی نژاد شکایت میکردم…به هزار و یک دلیل
نوامبر 12, 2008 at 6:48 ب.ظ
بعدشم ازصدا وسیما که اگه این اتفاق تو آمریکا افتاده بود ازش سریال 90 قسمتی می ساخت
نوامبر 12, 2008 at 6:50 ب.ظ
همینطور از صدا و سیما که اگه این اتفاق تو آمریکا افتاده بود ازش سریال 90 قسمتی ساخته بود
نوامبر 20, 2008 at 1:04 ب.ظ
سياهي لشگر نيايد به كار
كه يك مرد جنگي به از صد سوار
دسامبر 21, 2008 at 9:42 ق.ظ
good work. thank you
ژانویه 14, 2009 at 7:11 ق.ظ
خدا خيرت بدهد
ژانویه 14, 2009 at 7:18 ق.ظ
زحمت زياد ميكشي دوست عزيز
آوریل 21, 2009 at 9:23 ق.ظ
متن استعفاي كردان:
من اظ شمآ بة خاتره اين كارم پوظش خوام
من كردم اشتعغا
ارادطمند
می 17, 2009 at 8:47 ق.ظ
ای کاش یه جوری حق به حقدار می رسید آخه می دونید آقای کردان 10 سال توی صداو سیما حقوق یه دکترا را می گرفت با مدرک دیپلم همه اون سالها کلک ودغل بازی خداییش یه کسی یه کاری بکنه تازه تعجبم از اینه که چرا دولت نماینده اش را فرستاده بود توی مجلس که رشوه بده به نماینده ها ؟؟؟؟؟
ژوئن 5, 2009 at 1:05 ق.ظ
…من هم دلم،پر از خواسته های جور واجوراز نامزد مورد علاقه ام بود.
…تاتا3،4شب پیش و گپ نامزدهای نازنین..!!! فرزندان پر غرور ایران اسلامی عزیز…!!!
دیشب ناگهان همه ی خواسته هایم،در جعبه ی یک خواسته،گم شد…!!!!!!!
عجب!!!! پس اینهمه دزدی و بی قانونی دور و برمونه و ما از مدیریت جهان و سر افرازیه ایران و ایرانی در جهان دم میزنیم؟!!!!
اونم از سمت برومند ترین فرزندان ایران اسلامی!!!؟؟
اکنون اماتنها خواسته ی من به این ختم میشود: یا دزدها و قانون شکنان را بگیرید یا دروغگویان و تهمت زنندگان را یا اساسا(یه حرف ناجور)…
اصلا به من چه اول مرغ بوده یا تخم مرغ !!!!..اصلا به من چه مرگ بر که و مرگ بر چه…من سعی میکنم این روزا اول مراقب دور و برم باشم؛مخصوصا پشت سر؛ اونم نه به یه دلیل؛بلکه به هزاروصدو سی و سه دلیل..!!!!
امروزمن از رئیس جمهور نازنین فقط و فقط یه درخواست دارم؛روشن کردن تکلیف راهزنان و دزدان و قانون شکنان…
مرگ بر خائنان و وطن فروشان…
ژوئن 8, 2009 at 7:19 ق.ظ
لسيلطرطذططذذظطذذزرذدد
سپتامبر 6, 2009 at 6:44 ق.ظ
نقش مديران در زوال يك دولت
درآمد
در ميان دولتها و حكومتهاى گونه گونى كه در تاريخ سياسى ايران، ظهور و افول كردهاند، دولت باشكوه صفوى، هماره برجستگى خاصى داشته است. اين دولت، پس از عهدهدارى قدرت سياسى، ايرانِ بزرگ و يكپارچه را در سايه مذهب تشيع شكل داد. همكارى عالمان پرتلاش شيعه با دولت صفوى، آثار و بركات فراوانى را در پىداشت. شكلگيرى فرهنگ اصيل اسلامى و در آميختن فرهنگ ايرانى با فرهنگ اهل بيت و نيز مهار كژىها و اصلاح دولتمردان و نظارت بر روشها و رفتارهاى ايشان، زيباترين اثر حضور روحانيت شيعه در جامعه است. بزرگترين ثمرِۀ حكومت 230 ساله صفويان، با تمام فراز و نشيبهاى آن، پايهگذارى يك تمدن پر افتخار اسلامى است؛ تمدنى كه در تمام زواياى علمى، فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى، سرآمد بود. آثار علمى بسيار، مفاخر دينى، معمارى زيبا و يكپارچگى ايران، نشان اين ادعاست. هنر صفويان، پايهگذارى حكومتى بر مدار مذهب شيعه و تكيه بر مليت ايرانى و تحقق وحدت و يكپارچگى كشور بود. بىشك حاكميت صفوى با اين نهضت و حركت خود، مظهر اقتدار به شمار آمده، سزاوار ستايش است.
عوامل و ريشههاى چندى در فروپاشى حاكميت بلند مدت و پرافتخار صفويان نقش داشت. فراى آسيبهاى جدى موجود در رفتارهاى شخصى شاهان به خصوص شاه سلطان حسين، مىتوان ريشه بحرانى را كه به فروپاشى دولت صفوى انجاميد، در عملكرد و رفتار مديران جست و جو كرد. نقش مديران سست بنيان و زشت كردار در سقوط دولت صفويه، واقعيتى است كه در نگاه تمام آسيبشناسان و مورخان مورد بررسى و تحليل قرار گرفته است1؛ وضعيتى كه شاه سلطان حسين در روزهاى پايانى حاكميت نيز بدان معترف بود و خيانت ناصحان و عدم ديانت مشيران را عامل فروپاشى تلقى مىكرد2.
وجود بحران در مديران دولت صفوى، ما را به بررسى ويژگىهاى روحى و شخصيتى آنان كشانده، روايت غم بار فروپاشى اين دولت را بازگو مىكنيم.
بى كفايتى
آن چه در سالهاى پايانى سلطنت شاه سلطان حسين آشكار بود، عدم توجه در گزينش مديران لايق و سپردن مسئوليت به افرادى بود كه شأن آن را نداشتند. فسايى مىنويسد:
كارهاى بزرگ را در كف مردمان بى رتبه گذاشته، امور جزئيه را در عهد بزرگان كار ديده نهاده و امور جزئيه از بىاعتنايى بزرگان ضايع گرديد و مردمان بىرتبه از عهده كارهاى بزرگ نيامده، بنيان سلطنت 230 ساله را شكست و شيرازه اوراق ممالك محروسه را گسيخت تا آن كه طايفه افغان قندهار سر از چنبر اطاعت كشيده، دست جلادت را از آستين تهور آورده، بر اريكه شاهى نشستند3.
چند دستگى
يكى از بيمارىهاى آشكار در سيستم مديريتى شاه، اختلاف، شكاف و تشتت ميان مديران بود؛ به گونهاى كه «اتفاق و اتحاد به شقاق و نفاق مبدل گرديد و مشرف به خرابى آمد4» ؛ زيرا «امناى دولت دو فرقه شده بودند و با يكديگر ضديت كامل داشتند5» و از رهگذر اين غفلت و نفاق، رأى و نظر دو تن از اميران با هم هماهنگ نبود6! اين وضعيت سبب شد كه «هيچ امرى از امور سلطنت، پيشرفت نمىشد و هر تدبيرى كه وزير مىنمود، قورچى نقيض آن را مىگرفت و آن چه قورچى باشى ممهّد مىنمود، وزير خلاف آن را صواب مىشمرد7».
بى اثر كردن كارهاى يكديگر، تعطيلى بسيارى از كارها را در پىداشت. كروسينسكى مشاهدات خود را چنين مىنويسد:
كارگزاران امور پادشاهى و امناى دولت، دور از حضرت دو فرقه شده بودند و با يكديگر ضديت كامل داشتند… همه كارها معطل مىماند و انواع جور و تعدى و فساد در مملكت پديد آمد8.
راحتطلبى
رفاه خواهى و آسايشطلبى، يكى از ويژگىهاى عمومى مديران بود. از پادشاه تا امراى ديگر، همگى متفق السليقه بودند در راحتطلبى و جبن و از صدمه جنگ و جدل احتراز كردن.9 آصف با اشاره به اين معضل و چاپلوسىهايى كه به تداوم آن دامن مىزد، بدين نكته مىپردازد كه براى شاه سلطان حسين آيات جهاد را نمىخواندند و افسانههاى نامعقول بر زبان مىراندند10.» حزين لاهيجى از معمورى و آسودگى و بهره مندى مديران از جميع نعمتهاى دنيوى ياد كرده، مىافزايد: «پادشاه و امراى غافل و سپاه آسايش طلب، نزديك به يك صد سال بود شمشير از نيامشان بر نيامده بود11».
فساد ادارى
زراندوزى و ثروت خواهى، مديران را به چنگ اندازى مال مردم و روى آوردن به كارهاى ناشايست كشانده بود. رشوه يكى از اهرمهاى آنان بود كه در ميان مديران شايع بود.
همه احمق و نادرست و شرير
همه لوطى و طامع و رشوهگير
چو در دولتى رشوه گرديد باب
اساسش شود بىتأمّل خراب12
فساد اخلاقى
كروسينسكى، درباره فساد و آلودگىهاى اخلاقى رجال دولت و عوام و خواص، مدعى است كه آنان چنان به عيش و عشرت مشغول بودند كه از وقايع ليل و نهار بىخبر ماندند.13 شاعر مكافات نامه، از فساد اخلاقى مديران در رنج بود و در اين باره چنين سرود:
به ايشان خوش افتاده زن شيوهگى
نكردند كارى به جز ليوهگى
به لهو و لعب جمله مفتون شده
همه ليلى خويش و مجنون شده
چو با لهو و تن پرورى گشت رام
نبيند دگر دولتش انتظام14
تضعيف ارزشها
دگرگونى ارزشهاى دينى و بىتوجهى به امر به معروف و نهى از منكر، يكى از آفات و آسيبهاى جدى در سالهاى پايانى بود. كروسينسكى، با يادكرد عدم توجه سلاطين صفوى به اجراى مسائل شرعى، به خصوص امر حج بر اين نكته تأكيد مىكند كه:
طوايف عجم غايت اصرار در دعوى اسلام دارند و جزئى از شعاير فروض و سنن اهمال جايز نمىدانند و در اواخر ايام سلطنت صفويه، براى اجراى قانون شرع در بلاد عظيم كه سبب انتظام دولت است، اهتمام نمىكردند.15
نه از دين اثر ماند و نه ز شرع
همه حبّ دنيا شود اصل شرع
ز غفلت همه مست و ابله شوند
ز نكبت چنان سست و بىته شوند16
قطب الدين نيريزى، يكى از شاهدان سقوط دولت صفوى، در رساله طب الممالك، ترك امر به معروف و نهى از منكر در جامعه را از مهمترين عوامل فروپاشى دولت مقتدر صفوى دانسته، دردمندانه مىنويسد:
علما بايد بدانند كه وقتى ما امر به معروف و نهى از منكر را رها كرده، پيروى از پاكان و برگزيدگان اهل بيت نكرده، متابع هواى نفس خود را نموده، با اهل گناه مجامله كرده و با خشم خدا خشمگين نشده و اين را ادامه داده تا آن كه بيشتر عوام آيات خدا را به سخريه گرفته و زندگى دنيا آنان را فريب داد و حتى شمارى از خواص كتاب خدا را پشت سرانداختند تا به پولى برسند و آن گاه كه ما از راه امامان معصوم – عليهم السلام – دورى جستيم و به ستمگران، به هدف دستيابى به جاه و عزت نزد سلاطين و امرا تكيه كرديم و به قومى كه رفاه طلب بودند، نزديك شديم تا به كمك آنان از دنيا بهرهور شويم.17
عبرتست آن قصّه اى جان مَر ترا
پىنوشت:
1. ر.ك: صفويه نماد اقتدار ايران، ج 2، ص 379.
2. فارسنامه ناصرى، ج 1، ص 500.
3. همان، ج 1، ص 491.
4. سفرنامه كروسينسكى، ص 21.
5. همان، ص 25.
6. تاريخ و سفرنامه حزين لاهيجى، ص 197.
7. مجمع التواريخ، 48.
8. سفرنامه كروسينسكى، ص 25.
9. مجمع التوريخ، ص 48.
10. رستم التورايخ، ص 143.
11. تاريخ و سفرنامه حزين لاهيجى، ص 197.
12. مكافات نامه (علل برافتادن صفويان)، بيت 293 و 955.
13. سفرنامه كروسينسكى، ص 22.
14. مكافات نامه (علل برافتادن صفويان)، بيت 307، 312، 831، 957.
15. سفرنامه كروسينسكى، ص 25.
16. مكافات نامه (علل برافتادن صفويان)، بيت 220 و 210.
17. صفويه از ظهور تا زوال، ص 463.
سپتامبر 14, 2009 at 6:09 ق.ظ
كردان ريد جاسبي جمعش كرد
سپتامبر 14, 2009 at 7:03 ق.ظ
ولش كن عزيزم بيكاري مگه