<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: آنها</title>
	<atom:link href="http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/</link>
	<description>یادداشت‌های سروش روحبخش</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 Dec 2009 20:52:21 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: خواب بزرگ</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5280</link>
		<dc:creator>خواب بزرگ</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 21:37:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5280</guid>
		<description>?! استعداد شکلات خوردن؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>?! استعداد شکلات خوردن؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: *****</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5279</link>
		<dc:creator>*****</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 20:57:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5279</guid>
		<description>بابا بی خیال توکه استعداد نداری چرا اینقدر لاف میزنی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بابا بی خیال توکه استعداد نداری چرا اینقدر لاف میزنی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: من</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5278</link>
		<dc:creator>من</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 20:48:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-5278</guid>
		<description>خب میدونی چیه پیش میاد دیگه مثلا ما هم تو خونمون جن داریم ولی من باهاشون دوستم . معمولا هم شکلات صبحانه هارو هم باهم نصف 
می کنیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خب میدونی چیه پیش میاد دیگه مثلا ما هم تو خونمون جن داریم ولی من باهاشون دوستم . معمولا هم شکلات صبحانه هارو هم باهم نصف<br />
می کنیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شرمین</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-1403</link>
		<dc:creator>شرمین</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 19:31:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-1403</guid>
		<description>کمی نمک را در اب تمیز مخلوط کن و در چهار گوشه خانه بریز.اسفند دود کن.هر روز عود روشن کن.نقاط تاریک و کم رفت  و امد خانه را جارو بزن .پنجره را هر روز باز کن تا هوا عوض شود.به خودت دائم عطر بزن.این موضوع را فراموش نکن که ترس و توجه تو مثل کلید است که در دنیا های دیگر را باز میکند. نترس.اهمیت نده.و بخند .خوب همه را سر کار گذاشتی .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کمی نمک را در اب تمیز مخلوط کن و در چهار گوشه خانه بریز.اسفند دود کن.هر روز عود روشن کن.نقاط تاریک و کم رفت  و امد خانه را جارو بزن .پنجره را هر روز باز کن تا هوا عوض شود.به خودت دائم عطر بزن.این موضوع را فراموش نکن که ترس و توجه تو مثل کلید است که در دنیا های دیگر را باز میکند. نترس.اهمیت نده.و بخند .خوب همه را سر کار گذاشتی .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابک</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-1390</link>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 13:30:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.wordpress.com/2008/06/08/others/#comment-1390</guid>
		<description>من با وجود جن ها و کلا ماورای ماده کاملا موافقم. یکی به این دلیل که در همه ی ادیان خصوصا دیم ما(اسلام) به اون توجه شده، و دیگه اینکه خودم تجریه رویارویی داشتم. دبستان که بودم یک بار اینه بینی کردم. خونه ی دوستم بودم که باباش از من خواست که آینه بینی کنم. اون موقع نه من و نه خانواده ام اعتقادی به جن نداشتیم. خبر نداشتم که قراره توی آینه چی ببینم. ولی وقتی که دیدم کلی تعجب کردم. نمی ترسیدم چون اصلا ترسناک نبودند. توی آینه هفت نفر با تاج شاهی اومدند و جلوی من توی اینه نشستند.لذت بخش بود؛ اینکه چیزی را می دیدم که دیگران نمی دیدند. از آن زمان به بعد به وجودشون اعتقاد پیدا کردم و گاهی هم وجودشون رو حس می کنم و مطمئنم که هیچ وقت به من آسیب نمی زنند.راستی شاید این ماییم که داریم توی دنیای اونا زندگی می کنیم، شاید او نها باید از ما بترسند، این طور نیست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من با وجود جن ها و کلا ماورای ماده کاملا موافقم. یکی به این دلیل که در همه ی ادیان خصوصا دیم ما(اسلام) به اون توجه شده، و دیگه اینکه خودم تجریه رویارویی داشتم. دبستان که بودم یک بار اینه بینی کردم. خونه ی دوستم بودم که باباش از من خواست که آینه بینی کنم. اون موقع نه من و نه خانواده ام اعتقادی به جن نداشتیم. خبر نداشتم که قراره توی آینه چی ببینم. ولی وقتی که دیدم کلی تعجب کردم. نمی ترسیدم چون اصلا ترسناک نبودند. توی آینه هفت نفر با تاج شاهی اومدند و جلوی من توی اینه نشستند.لذت بخش بود؛ اینکه چیزی را می دیدم که دیگران نمی دیدند. از آن زمان به بعد به وجودشون اعتقاد پیدا کردم و گاهی هم وجودشون رو حس می کنم و مطمئنم که هیچ وقت به من آسیب نمی زنند.راستی شاید این ماییم که داریم توی دنیای اونا زندگی می کنیم، شاید او نها باید از ما بترسند، این طور نیست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
