اولین تماس مربوط به حدود یکسال پیش بود.

گوشی را برداشتم و طرف با لهجه غلیظ عربی گفت: روزی چند می‌دهی؟ تعجب کردم: ببخشید؟! فرمود: اتوبوست را ولک. عرض کردم: من اتوبوس ندارم.شما کجا را گرفته‌اید؟ برایم خواند :….6652 گفتم: بله، شماره ماست اما اتوبوس نداریم. عذرخواهی و تق.

بعد قصه شروع شد.هفته‌‌ای چندین تماس تلفنی، عموماً از خطه جنوب، که یا سراغ اتوبوس‌مان را می‌گرفتند یا لوازم یدکی‌اش یا هر چیز دیگری که به اتوبوس ربط داشت. هیچ کس هم جواب درست درمانی نمی‌داد که شماره را کجا دیده.یکی می‌گفت پشت یک اتوبوس بین‌شهری یکی دیگر زودی می‌ترسید و قطع می‌کرد.

خلاصه قضیه تلفن‌های اتوبوسی هم به ماجراهای بی‌شمار عجیب و حل‌‌نشده خط تلفن ما -که روزی تعریفشان خواهم کرد-اضافه شد.ما هم عادت کردیم هر سلام بندری را بگوییم: شماره‌تان درست است اما اینجا منزل مسکونی‌است.

یکساعت پیش باز جوانی زنگ زد.این بار طرف خودش هم دقیقاً نمی‌دانست کار ما به چه قسمت اتوبوس ربط دارد.پرسید شما فقط تولید‌کننده مونیتور داخلی اتوبوس‌اید یا تولید کننده همه لوازم داخلی‌اش؟گفتم شماره را از کجا دیدید؟ گفت مونیتور قسمت راننده را که باز می‌کنیم این شماره را نوشته.بعد هم اسم شرکت را که همانجا به انگلیسی نوشته بود برایم خواند.تشکر کردم و توضیح دادم که اشتباهی رخ داده.

بعد 5 دقیقه گوگل کردن شرکت کذایی را یافتم.یک شرکت چینی که ظاهراً دست‌اندرکار تولید لوازم داخلی اتوبوس است.در سایت شرکت کذایی – که یک کلمه هم انگلیسی نداشت-یک کادر کوچک تبلیغاتی در حال بالا پایین جهیدن بود.روی کادر شماره تلفن خانه ما را نوشته بود: …6652-021 پایین صفحه هم همان شماره تکرار شده بود اما با یک اختلاف.قبل کد 021 نوشته بود0086.کد کشور چین.

نمی‌دانم شرکت کذایی این محصولات را فقط برای مصرف داخلی خودش ساخته که پیش شماره کشور را جایی نمی‌نوسید.یا تماس‌گیرندگان ما کمی گیج‌اند.در هر حال از این به بعد پیش‌شماره 0086 را نیز به همه تماس‌گیرندگان خواهم گفت.

و حاضرم تا آخر عمر به همه تلفن‌های اتوبوسی جواب بدهم اما قیافه اولین آبادانی که از آن سوی خط صدای آقای چونگ وو یا مثلاً تینگا ووچی یا همچین کسی را می‌شنود،‌ ببینم!

13 Responses to “چه کسی اتوبوس مرا جابجا کرد؟”

  1. شمسی خانوم Says:

    :)
    اون پایینش هم لابد عکس شما و سهراب ترانزیت و قدرت آچاره! بلا به دور! اون خانومه کیه اون وقت؟ (این جااسمایلی آی کیو نداری؟ واس خودم لازم دارم!)

  2. س Says:

    خب ، کاری نداره که ، هر کی زنگ می زنه بهش بگید : جلو آتش نشانی هستین!!!! آآِی خوش بگذره! آی خوش بگذره!

  3. Ali Shams Says:

    عجب… این یه جورشو دیگه نشنیده بودم.

    ولی خودمونیم ایده ی جالبی برای انتقام گرفتن بهم دادی.


  4. آره اون وقت صورتش دیدنی میشه


  5. حالا این اتوبوستون رو چند کرایه میدید؟

  6. doost Says:

    دوست عزیز سلام
    من به تحقیق و دونستن در باره ی موضوعات متافیزیکی، ادراکات فراحسی، علوم ماورائی و… علاقه مندم و تازگی گروپ ” شگفتی های دیگر سو” رو راه اندازی کردم. عکس های جالب، نظرات، تحقیقات جدید و … رو می تونیم در این گروپ با هم قسمت کنیم… خوشحال می شم دعوت منو بپذیری و از اعضای این گروپ بشی…
    http://groups.yahoo.com/group/shegeftihaye-digarsoo/

  7. farhad yalda Says:

    khoneye shoma beshedat ajib mibashad.

  8. ليلا Says:

    يك كار ديگر هم مي‌تواني بكني . خودت نمايندگيش را بگير. مي‌دوني چه نوني توش هست .
    حالا چند مي‌دي؟

  9. س م ن Says:

    سلام آدرس وبلاگ رفیق فابتو می خوام اسمش چی بود ……


  10. سلام سروش عزیز.
    یه داستان جدید دارم. نوعش با قبلی ها یکم فرق میکنه.
    دوست دارم بخونیش و نظرت رو بهم بگی.
    نظر تو برام خیلی مهمه.
    دوستدار تو پویان

  11. بنفشه محمودی Says:

    خیلی جالب است. پیگیری شما هم قابل تحسین است آقای هولمز!
    خواندن مطلبتان خنده به لبم آورد،آن هم وقتی در دقیقه نود با هزار تا کار، مصاحبه به تعویق افتاده بود.

  12. mary Says:

    یکبار یک خانمی زنگ زد خونه ی ما و پرسید اونجا میدون انقلابه؟ ما گفتیم که نه. اینجا میدون نیست، خونه ست ولی نمیدونم چرا تعجب کرد.

  13. mary Says:

    آن بالایی خاطره ای بود از “میم. فه.” بیست و خورده ای ساله از تهران.


Leave a Reply