پیرمرد چشم ما بود.یواشکی پرده را کنار می‌زد و به جای همه ما نیم‌نگاهی به آنسوی قصه‌ می‌انداخت. دوست دارم فکر کنم الان در اعماق آبهای سریلانکای روح جهان به شکار خدا مشغول است.

         

4 Responses to “هنر سی.کلارک بودن”


  1. [...] آرتور سی‌کلارک متفاوت بود. مثل آسیموف تخلیلی نویس محض نبود و نگاه دقیق علمی داشت و همچون ری‌براد‌بری هم سرد و نچسب نمی‌نوشت. همیشه به خودم می‌گفتم درست همانطوری می‌نویسد که اگر روزی خودم نویسنده بودم می‌نوشتم. اما من نویسنده نبودم و آرتور بود و درست همانطور می‌نوشت که باید می‌نوشت:‌ عالی و بی‌نقص.  یواشکی پرده را کنار می‌زد و به جای همه ما نیم‌نگاهی به …. [...]

  2. Bamdadi Says:

    خواب بزرگ جان جسارت کردم و به بازی مشاعره سارا دعوتت کردم. پیش‌اپیش سال نو مبارک

    http://bamdadi.com/2008/03/19/playing-with-sun-existence-and-blog/

  3. سحر Says:

    آه ، که این طور…

  4. علیرضا Says:

    سال نو مبارک!

    امیدوارم سالی پر از سلامتی و موفقیت و شادکامی داشته باشید!


Leave a Reply