هنر سی.کلارک بودن
مارس 19, 2008
پیرمرد چشم ما بود.یواشکی پرده را کنار میزد و به جای همه ما نیمنگاهی به آنسوی قصه میانداخت. دوست دارم فکر کنم الان در اعماق آبهای سریلانکای روح جهان به شکار خدا مشغول است.

یادداشتهای سروش روحبخش
پیرمرد چشم ما بود.یواشکی پرده را کنار میزد و به جای همه ما نیمنگاهی به آنسوی قصه میانداخت. دوست دارم فکر کنم الان در اعماق آبهای سریلانکای روح جهان به شکار خدا مشغول است.

مارس 19, 2008 at 12:35 ب.ظ
[...] آرتور سیکلارک متفاوت بود. مثل آسیموف تخلیلی نویس محض نبود و نگاه دقیق علمی داشت و همچون ریبرادبری هم سرد و نچسب نمینوشت. همیشه به خودم میگفتم درست همانطوری مینویسد که اگر روزی خودم نویسنده بودم مینوشتم. اما من نویسنده نبودم و آرتور بود و درست همانطور مینوشت که باید مینوشت: عالی و بینقص. یواشکی پرده را کنار میزد و به جای همه ما نیمنگاهی به …. [...]
مارس 19, 2008 at 3:46 ب.ظ
خواب بزرگ جان جسارت کردم و به بازی مشاعره سارا دعوتت کردم. پیشاپیش سال نو مبارک
http://bamdadi.com/2008/03/19/playing-with-sun-existence-and-blog/
مارس 19, 2008 at 4:50 ب.ظ
آه ، که این طور…
مارس 19, 2008 at 10:01 ب.ظ
سال نو مبارک!
امیدوارم سالی پر از سلامتی و موفقیت و شادکامی داشته باشید!