3 اختراع :رویاهای مونتاژی و سندرم پراسپکت گوگل
دسامبر 25, 2007
Prospect Google-1:
سرویس “پیشبینی گوگل” افتتاح میشود.این سرویس با منطق آنالیز “اثر پروانهای” کار میکند.او همه دادههای وب را ثبت میکند و به هم ربط میدهد.بعد مدتی ارتباط تکرار شونده وقایع را کشف میکند. این همان “اثر پروانهای” ست.
سرویس پیشبینی گوگل میفهمد که همیشه بین افزایش سود سهام یک شرکت کانادایی ، تعداد حرف ای کوچک به کار رفته در سایت یوتیوپ ، روز سوم برج حمل و تعداد کشتههای خمر سرخ ارتباط معنیداری وجود دارد.با کشف تعداد زیادی از این منطقها ، پراسپکت گوگل آینده را به شما میگوید.
شما میپرسید ” اگر 7 روز دیگر کاری که به من پیشنهاد شده را قبول کنم چه اتفاقی میافتد” پراسپکت گوگل جواب میدهد :2 آوریل 6 ماه بعد در یک کنسرت رسیتال پیانوی آلمانی شرکت خواهید کرد/ 25 مه 5 سال بعد با رئیستان دعوا میکنید/ در اکتبر 11 سال بعد دچار شکستگی آرنج راست خواهید شد/ 9 سپتامبر 14 سال بعد یک معشوق تازه پیدا خواهید و …
همینطور در ستون جانبی این پاسخ لیستی وجود خواهد داشت از وقایعی که” اگر “هفته آینده کار پیشنهادی را قبول کنید در جهان رخ خواهد: تولد یک نوزاد 3 پا در نیکاراگوئه/فراری شدن دو زندانی از ابوغریب/ دنداندرد یک شهردار مکزیکی /خراب شدن سقف خانه خانواده بوشهری/ صعود آ ث میلان به صدر جدول و…
مااز نتایج ” محتمل” اعمالمان آگاه خواهیم شد.ما نخواهیم توانست بین این نتایج انتخاب کنیم. ما از دانستن این که خوشبختی ما بدبختی چند نفر را رقم میزند عذاب خواهیم کشید.دفتر روانپزشکان پر میشود از بیمارانی که دچار عذاب وجدان از آینده اند. تحلیلگران اجتماعی اسم این بیماری جمعی را “سندروم پراسپکت گوگل” خواهند گذاشت. بسیاری از فرقههای مذهبی در مذمت این تکنولوژی راهپیمایی ميکنند. بعضی ها بی توجه به نتایج اعمالشان از این فرصت تازه استفاده کرده و میلیونر میشوند.تعدادی ایدهآلیست سعی خواهند کرد با کنترل بیمارگونه کوچکترین تصمیماتشان جهان خوشبختی خلق کنند، که کارشان به تیمارستان میکشد.دلشوره و نازضایتی بالا میگیرد.
سرویس پراسپکت گوگل ، پیچیدهترین تحلیلگری که تا کنون بشر خلق کرده، برای همیشه تعطیل خواهد شد.
2-سیستم عامل مسکونی:
شاهکار است. فراتر از یک اختراع ساده. شیوه زندگی را برای همیشه تغیر خواهد داد.شما درون یک سیستم عامل زندگی میکنید.چیزی مثل ویندوز.تمام امکانات یک سیستم عامل اطراف شماست.
- دارید با یکی صحبت میکنید.طرف یک کلمه میگوید که معنیاش را نمیدانید. همانطور موازی با حرف زدنتان و در ذهن ، کلمه را در ویکیپدیا سرچ میکنید. از حرف طرف خوشتان آمد.یا می خواهید بعداً به آن رجوع کنید.”حرفهایش” را کپی میکنید و در یک نوت پد ذهنی پیست میکنید.
- از دکوراسیون خانه تان خسته شدید.وارد پراپرتیز خانه میشوید و مثل تغیر بکگراند دسکتاپ، براحتی دکوراسیون خانه را –حتی شکل بیرونیاش را- تغیر میدهید. متراژ خانهتان کوچک است؟ چند مگابایت است؟ می روید هارد خانهتان را ارتقا میدهید تا بزرگتر شود. عالی نیست؟
-میتوانید انواع نرمافزارهای مختلف را روی خانه ( و ذهن خودتان) لود کنید.مثلاً نرم افزاری تازه که تپقهای آدمها را مارکه میکند.یا ذهن طرف را هک میکند که اگر دروغ گفت رسوا شود.
-…
3-ضبط رویا:
صبح بیدار میشوید.دیویدی را پلی و خواب دیشبتان را مرور میکنید. رنگی با صدای دالبی.
جهانی که در آن بتوان رویاها را ثبت کرد جای عجیبی میشود.احتمالاً هنر سینما یک تغیر جهت اساسی میدهد. همه میتوانند کارگردان باشند.نیازی به سرمایهگذاری کلان و تجهیزات و نیروی انسانی نیست.بخوابید و تخیل کنید. متصدیان جلوههای ویژه بیکار میشوند.رویای آدمهای حسابی با رویاهای روزمره مردم معمولی هم تفاوت دارد. رویاهای ملودرام، اکشن ، ترسناک ، غمانگیز و (…)
رویاها خرید و فروش میشود.جای منتقدان سینمایی را روانکاوان فرویدی میگیرند ( الان نگرفتهاند؟) زنها یواشکی رویاهای شب قبل شوهرشان را چک میکنند.برای همین برای نمایش رویاها پسورد شخصی میگذارند.رویای یک هنرپیشه معروف دزدیده و روی یوتیوپ پخش میشود.رویاهای بعضی را بساطی های میدان انقلاب میفروشند.
رویای ضایع یک سیاستمدار دستبهدست میگردد و از اخبار اعلام میکنند این رویا “مونتاژی” است. بعضی نشریات نسبت به عواقب تفتیش غیر مجاز رویاها و تجاوز به حریم خصوصی شهروندان هشدار میدهند.
جهان جای عجیبی میشود.



دسامبر 25, 2007 at 7:35 ب.ظ
این کارها شده یا قراره در آینده بشه؟؟
دسامبر 26, 2007 at 12:11 ق.ظ
ن اولي رو سوميو نفهميدم ها.اما مخ رئاليستم اجازه درك تيكه دومو نمي ده.آخ چه جوري من بان همه گوشت و پوست و استخون مي تونم توي قطعه الكترونيكي كه خودشم وجود نداره زندگي كنم.
راستي فك كردين توي اين دومي كدوم حس هاي آدمااز بين مي ره.من كه ترجيح مي دم همين شكلي زندگي كنم.
اون اولي هم من قطعا از نوع همون ايده آليست تيمارستانيم.اين تكنولوژي نيومده من دارم مي رم ديوونه خونه واي به اون روز كه…
دسامبر 26, 2007 at 10:53 ق.ظ
و خدا تلفن را آفرید.
من فقط هفته ی پیش نبودم. هر هفته هستم. هفت روز هفته 24 ساعته. تو که میدونی من مث … کار می کنم.
دسامبر 26, 2007 at 12:17 ب.ظ
wow!
)
Prspect Google,
Let me google it.
دسامبر 26, 2007 at 12:47 ب.ظ
یادمان باشد یک ماچ تان بکنیم با این تخیلات ناب تان پسرم!
دسامبر 26, 2007 at 3:38 ب.ظ
این پستتان واقعا جالب بود . بابت جشن شب چله هم خسته نباشید .
دسامبر 26, 2007 at 4:01 ب.ظ
کمک کمک من دارم معاف می شم.
دسامبر 26, 2007 at 6:02 ب.ظ
از اولی به اندازه دومی بدم می آید و از دومی به قدر سومی و از سومی به قدر اولی.
خدا هیچ وقت اینها را از زبانتان نشنود.گوش شیطون شنواتر، چشمش بیناتر.
شما هم ذهن”خوشحالی” دارید هااااا.
همین.
دسامبر 26, 2007 at 6:20 ب.ظ
نبودم یه کم کار داشتم نشد بیام …
دسامبر 28, 2007 at 8:12 ق.ظ
… اگر خواب ها ثبت شوند دیگر کسی خوابش را برای دیگری آن طور که می خواهد تعریف نمی کند.
راستی خبر داری حتما :بوتو ترور شد .از آن سر دنیا بلند شد آمد که دموکراسی را احیا کند غافل از این که ستاره ها خواب دیگری برایش دیده بودند .
دسامبر 29, 2007 at 2:53 ب.ظ
بالاخره یک مطلب نوشتید که من از آن سر درآوردم.
ژانویه 9, 2008 at 7:01 ب.ظ
salam
aghaye roohbakhsh mishe lotfan adresse siti ke Prospect google dar oon hast begid.
man az tooye 40cheragh khoondam search kardam webloge shoma baz shod ama adresse prospect google ro natunestam peida konam
ba tashakor