پوزش
نوامبر 29, 2007
شرمنده… خود مریم ذوالفقارهم نمی داند چطور این طوری شده.
به هر حال برخلاف ادعای روزنامه اعتماد متاسفانه در این وبلاگ نمی توان گل کشید!
یادداشتهای سروش روحبخش
شرمنده… خود مریم ذوالفقارهم نمی داند چطور این طوری شده.
به هر حال برخلاف ادعای روزنامه اعتماد متاسفانه در این وبلاگ نمی توان گل کشید!
نوامبر 29, 2007 at 2:37 ب.ظ
فکر کنم روزنام مذکور به زودی در لیست گینس ثبت بشه…!!! فکر کنم برای حفظ آبروی روزنامه یه کاری کن تو این وبلاگ بتونیم گل و سبزه و دسته گل و…بکشیم و به آب بدیم و…. اسمش رو هم بزار باغ گلها…یه عکس خپل هم بزن اون بالا..خلاصه کاربری وبلاگ تغییر میکند!
خبر فردای روزنامه اعتماد: مصاحبه اختصاصی با کاندیدای نسل جوان در شورای تشخیص مصلحت نظام، حاج عبدالعلی وزیری….
نوامبر 29, 2007 at 2:41 ب.ظ
بر منکرش….بیا..اینم از خاطرات رفسنجانی در همان صفحه…شست پای تایپیست رو “غ” گیر کرده!! “ف” هم….:
آقاي غجوادف اژه يي آمد و رونوشت نامه يي را که به امضاي پنج نفر؛ آقايان مهندس غميرحسين ف موسوي، غمسيح ف مهاجري ، غجوادف اژه يي ، غسيدمحمدرضاف بهشتي و غابوالقاسم ف سرحدي زاده به آيت الله خامنه يي نوشته اند
نوامبر 29, 2007 at 5:08 ب.ظ
سلام
مخلص
با مطلبی آسیب شناسی اجتماعی در مورد موسیقی پاپ امروز به زوزم
از نظر شما بهره میبرم
نوامبر 30, 2007 at 1:47 ب.ظ
آخ که م ندیروز خندیدم…گفتم غلط نکنم ماجرایی بایدباشه. به خانم ذوافقاربگو تو وبلاگ مم میشه بدون استفاده از کیبود و موس آآهووو کشید….اینم یه جور شکار کردن هیت و کلیلکه دیگه !! :ي
نوامبر 30, 2007 at 2:23 ب.ظ
!!!!!!!!!!!!
میگم اون قضیه ی مصاحبه با چکنواریان هم تو این روزنامه بود؟
البته فرقی نمی کنهچونکه همشون باحالن، آخه اگه این چهارتا کار درست و انجام ندن که شوخیهای یخشون که فکر می کنن درست انجامش می دن که آدمو دپرس میکنه.
نوامبر 30, 2007 at 2:33 ب.ظ
وقتي دو بار مطلب رو خوندم – بار اول بدون عينك!- فكر كردم شايد نگارندهي محترم كريسمس رو با آوريل اشتباه گرفته. بعدتر يادم افتاد تا كريسمس هم خيلي مونده آخه! D:
نوامبر 30, 2007 at 5:28 ب.ظ
آره منم تعجبیدم…راستی ما خرانیم نه خزان!
دسامبر 1, 2007 at 8:58 ق.ظ
اون موقع هم که حالم خوب بود و شروعش کردم خوشم نیومد اصلن می دونی تو خوندن و دیدن و لذت بردن مدتیه که بی تفاوت شدم…راستی خوب ذوالفقار برا تبلیغ کرده ها! بامزه بود.
دسامبر 1, 2007 at 9:33 ق.ظ
عجب …
دسامبر 1, 2007 at 9:48 ق.ظ
خیلی جالب بود!
کلی آمارت رفت بالا!
دسامبر 1, 2007 at 12:33 ب.ظ
سلام
غخواب ف بزرگ
غگلبرگف ها یت کجاست ؟ غندیدیم ف و امیدوارم ف غمریم ف غذوالفقار ف حالا متوجه غشده باشد. ف!
به این سمفونی نگاه کن :غغغغغغفف فف غغغغغغغغغغغ فغا فغ
دسامبر 1, 2007 at 4:37 ب.ظ
سلام استاد.خیلی حیف که نتونستم جشنواره مطبوعات بیام ببینمتون.واقعا دلم میخواست ولی هرکاری کردم نشد اصلا.
آقا اینجا یه چیزهائی نوشته شاید به دردتون خورد.
http://hayateno.org/Detail.aspx?cid=109126&catid=489
خیلی مخلصیم.
دسامبر 1, 2007 at 6:52 ب.ظ
دلتنگی های خیابان شانزدهم به روز است. هر چند نه از خیابان نشان مانده است و نه از خیابان نشان!
دسامبر 4, 2007 at 5:05 ق.ظ
سلام
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/339
دسامبر 4, 2007 at 12:18 ب.ظ
مراتب شما دریافت شد. راستش انگار واجب شد یک پست توضیحی در آن باب بنویسیم. ما فقط از آقای باتن نقل قول کرده بودیم. خود ایشان هم اعتقاد دارند به جای خانه نشستن باید سفر کرد. ما هم همین طور. همین هم بوده که گفتیم جساب مان جدا است دیگر. یعنی به شخصه، جدن ترجیح می دهیم آدم های پشت وبلاگ ها را ببینیم. حتا اگر ربطی به وبلاگشان نداشته باشند. حالا بعدترها بیش تر در این باب خواهیم نوشت پسرم.
دسامبر 4, 2007 at 2:30 ب.ظ
قاعده نداره…ولی سوالها باید همونها باشه که دیدی…باس این کارو کرد. دو ساعت داشتم فکر میکردم این “باس” چیه؟