راهنمای ماست خوردن در کنج دیوار
اکتبر 16, 2007
خیلی از اهالی وبلاگستان درباره چیزهایی غیر از آیتی مینویسند.اساساً علایق دیگری دارند. اما این وسط پارادوکسی که شکل میگیرد این است: آنان برای ارتقا و بهبود مدیوم شخصیشان ناچارند تا حدودی در جریان وقایع جهان آیتی باشند.مجبورند هر از گاهی با یک سری کد نامفهوم سر و کله بزنند،سراغ بهترین سایتهای آپلود را بگیرند.برای به دست آوردن یک کانتر جذاب تازه جاهای تازهای رجیستر شوند.
نه برای جینگولبازی. یا تفنن. برای این که بتوانند نوشتههایشان را در بهترین شکل ممکن عرضه کنند.
نمونه اخیر این درگیری در مورد فیل.تر شدن بلاگرولینگ دست به گریبان وبلاگستان شد.آیتی نویسان به سرعت به راه حل های شخصی رسیدند.اما آن دسته از شهروندان این دنیا که دغدغههای دیگری داشتند از غافله عقب ماندند و مجبور بودند در بیحوصلگی و بیخبری ناظران این وضعیت باشند.
خلاصه گریز از تکنولوژی هر جای این جهان ممکن باشد متاسفانه در اینترنت ممکن نیست.
از این جا به بعد نوشته را میتوانید تکملهای بر وبنویسی برای خانم چاقه تصور کنید. بیشتر دوست دارم آن دسته از رفقا که مثل خودم به کنج کوچکی در وبلاگستان راضیاند و ماستشان را میخورند این نوشته را بخوانند و به کارشان بیاید. حقیقت این است که رفقای آیتی نویس خیلی وقتها مراعات ما را نمیکنند و فقط از کیفور شدنشان از تکنولوژیهای تازه مینویسند. نمیگویند یک مبتدی باید چکار کند.مثلاًحجم زیادی از نوشتههای این دوستان طی چند ماه اخیر به گوگل ریدر اختصاص داشت.اما اگر بخواهید یک آموزش کوچک و خیلی ساده بگیرید در کمال تعجب تا صفحه دهم موتور جستجو نتیجه قابل عرضی ندارد. همهاش تعریف و تمجید یا انتقاد از این سرویس است.
در صفحه نهم تنها به یک آموزش کاربردی ساده برمیخوردید.
این مقدمه طولانی برای به اشتراک گذاشتن تجربه سر وکله زدنهای شخصی است برای حل معضل بلاگرولینگ و سر در آوردن که بلاخره این وردپرس لعنتی که دکتر مزیدی عزیز کله وبلاگستان را بخاطرش کچل کرد ،چیست؟
1.اولین درگیری شخصیام با چیزی به نام فید زمانی رخ داد که هر چند وبلاگم در شمار منابع دودردو بود اما هیچ وقت آنجا نمایش داده نمیشد.حاصل چند تماس با مسئول عزیز و مهربان این سایت این بود که فهمیدم فیدم ولید نیست.
تنها تصوری که از ولید به ذهنم میرسید محمدرضا شریفیان بود.
میدانستم که ما یک چیزی هم به نام فید داریم که در واقع همان چیزی است که اینجا توضیح داده. اما ولید بودنش یعنی این که استاندارد باشد.کدهایش سرجایش باشد. در فیدخوانها راحت نمایش داده شود. به لطف پا برهنه بر خاک عزیز فهمیدم توسط این سایت -مثلاً-میتوان خطوط اشکال دار کد را شناسایی –و سپس تصحیح- کرد تا فید ولید شود.
میدانستم که فید به یک دردهایی میخورد اما من ماستم را میخوردم و کاری به این کارها نداشتم.
تعطیلی بلاگرولینگ –همچنان که فیل.تر کنندگانش میخواستند- ضربه ناجوری برای اهالی وبلاگستان بود.عملاً همه از حال هم بیخبر ماندند.اینجا بود که فهمیدم دیگر نمیتوانم ماستم را بخورم.باید دست نیاز به سوی فید دراز میکردم.فیدی که از سد فیل هم میگذشت.
اول از یک فیدخوان آفلاین به اسمSnarfware استفاده کردم. لینک دوستان را یکی یکی واردش کردم .کم حجم و خوش دست است .میتوانی چند دقیقه کانکت شوی تا خودش بگردد و آپ شدهها را بیابد و بعد دیسی شوی و سر فرصت وبلاگها را بخوانی.
در همین حین مدام از مزایای گوگل ریدر میخواندم.من هم مثل بقیه یک اکانت گوگل داشتم.به صفحه کذایی رفتم. آدرس تعدادی از دوستان را وارد کردم.اما نتیجه… افتضاح بود.
هر بار برای کشف آپ دیت شدهها باید از سد ورود اکانت میگذشتم. بعد تازه طرف راه میافتد در وب و میخواست ان صفحه را لود کند.به این سرعت ذغالی نتیجه اعصاب خراش بود.
اما متوجه شدم اغلب دوستان وقتی از گوگل ریدر حرف میزنند دارند درباره چیزهای دیگری صحبت میکنند که من ندیدم.آنها برای خودشان یک صفحه شخصی مثل دو در دو داشتند که وبلاگهای به روز شده را همراه مطلبشان نشان میداد.هر بار هم نیازی به ورود به اکانت شخصی و صبوری برای لود صفحات نداشت.
بعد چند شب مرارت به این نوشته برخوردم که خیلی ساده میگفت باید چکار کنیم.نتیجه موفقیت آمیز بود. به جز دو دوست که فیدشان ولید نبود.باقی در صفحهای مجموع شدند که دیگر به جز برای کامنت گذاشتن آدم را از رفتن به تک تک آدرسها- و هکذا بلاگرولینگ- بینیاز میکند.
یک صفحه دیگر هم باز کردم برای ترکیب دو فید هفتان و بالاترین.
حالا هفتان +بالاترین را میتوانید اینجا
و گوگل ریدر دوستان خواب بزرگ را میتوانید اینجا ببینید.
اما چرا ورد پرس؟
یادم نمیآید که دکتر عزیز هیچ وقت گفته باشد که چرا وردپرس؟یا چطور وردپرس؟اینطور بود که کمکم به این کلمه آلرژی پیدا کرده بودم.
چندی قبل محض کنجکاوی اکانتی در وردپرس داتکام باز کردم.وررفتن با امکانات این سرویس تجربه لذتبخشی بود.
از کنجکاوی کمی فراتر رفت و تصمیم قطعی گرفتم که خواب بزرگ را به آنجا منتقل کنم.وردپرس اغلب رویاهایی که میخواستم با دات کام شدن به آن برسم تحقق میبخشید.
اما یک بار و محض رضای خدا این وردپرس چه حسنی دارد؟
1.در وردپرس شما علاوه بر تولید مطلب روتین قادر به تعریف بینهایت صفحه هستید. صفحاتی که در ترتیب آپ کردن شما لحاظ نمیشود اما قادرید در آنها یادداشت بنویسید، توضیحاتی اضافه کنید یا ماجرای مربوطی را تعریف کنید و در مطلب اصلی به آن لینک دهید.
2.وردپرس امکان آپلود مستقیم فایلهای صوتی/ تصویری/ متنی یا پی اف دی را فراهم میکند.(گنجه خاک خورده بدبخت که یادتان هست؟)
3.در وردپرس شما میتوانید از ویجتهای مختلفی استفاده کنید.
4.در وردپرس شما میتوانید برای مطالب خصوصیترتان پسورد تعریف کنید .طوری که فقط کاربرانی که پسورد کذایی را دارند بتوانند متنتان را بخوانند.
5. میتوانید از ایندکس شدن هر نوشتهایتان که خواستید در موتورهای جستجو جلوگیری کنید.مثلاً شما از شخصی نام میبرید که خوش ندارید با سرچ اسمش به وبلاگ شما برسد.یا میخواهید کلمات ممنوعهای بکار برید و از خطر فیل.تر شدن میترسید(مثل همین فیل.تر)…در وردپرس راحت باشد.
6. تازه وردپرس از پروتکل https هم پشتیبانی میکند.میدانید که این آدرس با آن اس اضافه راحت به دام فیل.ترینگ نمیافتد و خوانندگان شما اگر روزی با وبلاگ فیل.تر شده شما روبروشوند میتوانند با افزودن یک اس ناقابل در آدرس به فیل عزیز بخندند.
7. وکلی امکان به درد بخور دیگر …
اینها چیزهایی بود که اگر دکتر روز اول میگفت چه بسا همگی به وردپرس مهاجرت میکردیم.
***
انگار در این روزگار ماست خوردن هم برای خودش الزاماتی دارد.
خواب بزرگ همه دوستانش را به فراهم کردن این مقدمات دعوت میکند.
پینوشت: هنوز در حال سر وکله زدن با امکانات وردپرسام .تاریخ هجرت قطعی خواب بزرگ اعلام خواهد شد.



اکتبر 16, 2007 at 3:14 ب.ظ
سروش جان:
ممنونم كه در اين موار مطلب مينويسي.اما در مورد تذكرات به جای شما بايد بگويم: تمام نكات ذكر شده در اين مطلب و ساير مطالب قبلي شما و ساير دوستان غير آیتی نويس ، بارها و بارها و گاه صدها بار توضيح داده شده و تكرار شده است.
اما دوستان غير آیتی نويس اگر به دنبال ماهی تازه ميگردند بنده چيزی قابل عرضه ندارم.تنها بلدم ماهي گيری به انها اموزش دهم.
ماهی گرفتن ديگر هنر خودشان است.
يك سوال: مگر ما آیتی نويسان مطالب شما سياسي ها ، طنزنويسان ، اقتصاديها ، اجتماعیها و … را دنبال نميكنيم؟؟؟ خب شما هم دنبال كنيد تا كم كم همه چيز دستتان بيايد
اکتبر 16, 2007 at 4:12 ب.ظ
حرف حساب جواب ندارد دکتر جان
حق با شماست
اکتبر 16, 2007 at 7:02 ب.ظ
بهتان تبريك عرض ميكنم ان شالله در وردپرس رستگار شويد
اکتبر 17, 2007 at 8:04 ق.ظ
خوش اومدی اما این ورژنت بدجور داره اعصاب به هم میریزه! زود رنگ زمینه رو عوض کن! سفید چشمو می زنه… چرا کامنت گذاشتن سخت شده؟
نوامبر 7, 2007 at 8:14 ق.ظ
سلام،ممنون از بابت “چرا wordpress”.باعث شد يه تكوني به خودمون بديم.
فوریه 15, 2008 at 8:01 ب.ظ
[...] نسبت به آدمهايی مثل من که اهل اين داستانها نيستند و به قول اين آقا ماستشون رو ميخورند و کاری به کسی [...]
فوریه 15, 2008 at 9:38 ب.ظ
شریفی نیا درسته، نه شریفیان! شاد باشی، امیر
فوریه 16, 2008 at 1:26 ب.ظ
با شما کاملاً در این مورد موافقم که آی تی نویس های وبلاگستان فارسی زیاد به فکر مبتدیها نیستند و طوری مطلب مینویسند انگار هر کسی که تو اینترنت میاد مهندس کامپیوتره
با این که مطالبشون فقط به درد یه قشر خاص میخوره، توی این نوع نوشتن با همدیگه مسابقه گذاشتن و تلاش میکنن خودشونو حرفه ای تر نشون بدن.
فوریه 16, 2008 at 1:27 ب.ظ
URL رو اشتباه زدم
جولای 7, 2008 at 2:37 ق.ظ
راستشو بگم حرف دل منو زدي و جيگرم واست خون شد ….