برنده
جولای 26, 2007
1.پرونده را بردیم.
ایلنا باید هم سابقه سه و نیم سال کار مهرناز را با بیمه جور کند.هم به بیمه جریمه بدهد. هم سنوات و خورده ریزهای دیگر بپردازد.
2.مرتضا پیدا شد!
برایم کامنت گذاشت.چیز خصوصی درش نبود اما چون به صورت خصوصی فرستاده بود در کامنتدانی نخواهید دیدش.
حالا نوشتن در خواب بزرگ سخت میشود. یک معلم سختگیر همین الان دارد این خطوط را میخواند و من برای این که ثابت کنم شاگر بدی نبودهام باید کلی عرق بریزم . بیش از چیزی که آدم در جهنم تهران عرق می ریزد. خیلی بیشتر.



آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
پس کو شیرینیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
یکی از استادای دانشگاه یه یار دانشجویی رو واسه اینکه گفته بود که "حق گرفتنیه" سرزنش کرد و گفت: " این عقیده واسه عصر صنعت و کشاورزیه نه عصر اطلاعات". ولی من فکر می کنم هنوز تاریخ مصرف این جمله تو مملکت ما به سر نیومده. خب الان من باید تبریک بگم دیگه؟ تبریک واسه هر دو مورد. کی گفته مورد دوم کم ارزش تر از مورد اوله؟
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
سلام.
و تبریک اول به شما و خانمتان و دوم به خودتان.
همین.
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
سلام خیلی خوشحال شدم باورم نمیشه تو این مملکت آدم بتونه اینطوری حقشو بگیره
چشمتون روشن
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
نمی دونم من چرا این وسط خوشحال شدم از پیدا شدن مرتضی.
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
سلام سروش جان،
خوشحالم حداقل تو یکی از دوستات رو پیدا کردی ما که نتونستیم پیدا کنیم.
قربانت
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
مبارکه.
پس کو شیرینی؟!
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
عالیه
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
مبارک است ایضن!
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
سلام منو به مرتضی برسون
بگو خیلی … !
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
من دیگه وبلاگ ندارم! به همین سادگی. یه بابایی از لبنان پرشین بلاگ رو هک کرده. دارم از ناامیدی می میرم. فکر می کنی اون فیلمه بتونه کمک کنه که من روحیه از دست رفته مو ترمیم کنم؟!
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
بار خدایا چرا اینقدر قدم هایمان سست است؟
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
راستی خانم دلتنگی های خیابان شانزدهم … نمیرید از نا امیدی به همین سادگی /
نمی شود که آدم خودش را دستی دستی و به همین راحتی بیندازد توی چنگال موجودی که نمی داند چیست…
کافی است انتهای آدرس وبلاگتان به جای دات کام از دات ای آر استفاده کنید …
و وبلاگتان به طرز معجزه آسایی دوباره زنده خواهد شد .(این زنده کردن وبلاگ های مرده از معجزات شخص ماست که از عیسی خان هم بر نمی آید)
حالا زندگی کنید از فرط امید واری. !
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
به خازییل: زنده باد هر چی آدم بامعرفته!
آگوست 5, 2008 at 5:39 ق.ظ
آگوست 16, 2008 at 10:18 ق.ظ
[...] تلاشم را میکنم. سر پرونده شکایت مهرناز از وزارت کار ( + + ) عملاً دیدم خیلی از امکانات قضایی ایران معطل است. چون [...]
آگوست 17, 2008 at 10:17 ب.ظ
درسته که دیره ، ولی خوبه . خیلی خوبه .