<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: سلام بچه&#8230; خوابی یا بیدار؟</title>
	<atom:link href="http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/</link>
	<description>یادداشت‌های سروش روحبخش</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 Dec 2009 20:52:21 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: آذین</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/#comment-1963</link>
		<dc:creator>آذین</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Nov -0001 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.blogfa.com/post-53.aspx#comment-1963</guid>
		<description>فکر می‌کنم دو سه باری داشته ام این تجربه برون افکنی چی چی را. اسمش را نمی دانستم آن موقع. فقط می‌دانستم چیزی که حس می کنم و می بینم و انقدر ازش می ترسم، حقیقت ندارد و باید زودتر بیدار شوم. و چقدر ترس و وحشت آن لحظات بین خواب و بیداری سنگین است...&lt;br&gt;خب! من یکی که همین جوری اش فیلم ترسناک نمی بینم. الان هم نه تنها وسوسه نشدم، بلکه دلیل موثق تری برای این کارم پیدا کردم، مرسی! :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر می‌کنم دو سه باری داشته ام این تجربه برون افکنی چی چی را. اسمش را نمی دانستم آن موقع. فقط می‌دانستم چیزی که حس می کنم و می بینم و انقدر ازش می ترسم، حقیقت ندارد و باید زودتر بیدار شوم. و چقدر ترس و وحشت آن لحظات بین خواب و بیداری سنگین است&#8230;<br />خب! من یکی که همین جوری اش فیلم ترسناک نمی بینم. الان هم نه تنها وسوسه نشدم، بلکه دلیل موثق تری برای این کارم پیدا کردم، مرسی! <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سورئالیست</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/#comment-1964</link>
		<dc:creator>سورئالیست</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Nov -0001 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.blogfa.com/post-53.aspx#comment-1964</guid>
		<description>تو مگه تهران نیستی؟ بعدش تو خیابون احمدآباد چه کار میکنی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تو مگه تهران نیستی؟ بعدش تو خیابون احمدآباد چه کار میکنی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Osmosis Jones</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/#comment-1965</link>
		<dc:creator>Osmosis Jones</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Nov -0001 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.blogfa.com/post-53.aspx#comment-1965</guid>
		<description>فردي منو نمي‌ترسونه اونقدرا. چون مي‌دونم كه بايد ازش بترسم. در حدي نيست كه بشاشم تو خودم. ولي اولين باري كه شاينينگ رو ديدم و دختر دو قلوها يه دفعه ته راهرو ظاهر مي‌شدن و بعد «RED RUM» كه تو راهروي هتل سرازير شد، تقريباً نابود شدم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فردي منو نمي‌ترسونه اونقدرا. چون مي‌دونم كه بايد ازش بترسم. در حدي نيست كه بشاشم تو خودم. ولي اولين باري كه شاينينگ رو ديدم و دختر دو قلوها يه دفعه ته راهرو ظاهر مي‌شدن و بعد «RED RUM» كه تو راهروي هتل سرازير شد، تقريباً نابود شدم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امید غیائی</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/#comment-1966</link>
		<dc:creator>امید غیائی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Nov -0001 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.blogfa.com/post-53.aspx#comment-1966</guid>
		<description>سلام حاجی خیلی خوب بود.&lt;br&gt;ولی من هم هنوز سکانسهای منجمد کننده درخشش یا تلالو رو ترجیح میدم.جایی که میدونی از چی میترسی حال نمیده.ولی از اون تجربه هایی بود این فیلم که تا یه چند وقتی درگیر بودم ها دروغ چرا تا قبر آآآآه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام حاجی خیلی خوب بود.<br />ولی من هم هنوز سکانسهای منجمد کننده درخشش یا تلالو رو ترجیح میدم.جایی که میدونی از چی میترسی حال نمیده.ولی از اون تجربه هایی بود این فیلم که تا یه چند وقتی درگیر بودم ها دروغ چرا تا قبر آآآآه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خواب بزرگ</title>
		<link>http://bigsleep.wordpress.com/2007/02/16/nightmare/#comment-1967</link>
		<dc:creator>خواب بزرگ</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Nov -0001 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bigsleep.blogfa.com/post-53.aspx#comment-1967</guid>
		<description>به آذین : ارزش تجربه کردن داره ها ...&lt;br&gt;&lt;br&gt;به سورئالیست: 10 سال پیش را عرض کرده ام .تازه همان هم که در خواب بوده!&lt;br&gt;&lt;br&gt;به امید غیائی و Osmosis Jones  : اون دو قلوهای شاینینگ که معرکه اند. سر ترسناک بودن فردی هم نمی تونم خیلی فاشیست بازی در بیارم ، چون می دونم اگر کسی تجربه شبه شیزوفرنیک رها شدن میان خواب و بیداری رو از سر نگذرونده باشه ، به ندرت می شه سر این فیلمها قانعش کرد. ولی خب موضع تان دربرابر چند ترسناک درجه یک ژآپنی مثل کینه 2 یا حلقه یک  می تواند نشان بدهد از چه چیزهای مشترکی می ترسیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به آذین : ارزش تجربه کردن داره ها &#8230;</p>
<p>به سورئالیست: 10 سال پیش را عرض کرده ام .تازه همان هم که در خواب بوده!</p>
<p>به امید غیائی و Osmosis Jones  : اون دو قلوهای شاینینگ که معرکه اند. سر ترسناک بودن فردی هم نمی تونم خیلی فاشیست بازی در بیارم ، چون می دونم اگر کسی تجربه شبه شیزوفرنیک رها شدن میان خواب و بیداری رو از سر نگذرونده باشه ، به ندرت می شه سر این فیلمها قانعش کرد. ولی خب موضع تان دربرابر چند ترسناک درجه یک ژآپنی مثل کینه 2 یا حلقه یک  می تواند نشان بدهد از چه چیزهای مشترکی می ترسیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
